-
خیلی دور...خیلی نزدیک...
دوشنبه 23 اسفند 1389 10:10
خیلی وقت بود که اون 2 تا کشوهای بزرگ عسلی اتاق خواب رو مخم بود و هر وقت یه چیزی از توش می خواستم باید کلشو می ریختم هوا... بعدشم یه خاکی بلند می شد که تا حلقمو می سوزوند... جمعه صبح علی الطلوع با یه دستمال حوله ای و یه لکه بر خفن،رفتم سراغش... وقتی طبقاتش رو بیرون ریختم، یه بغل دفتر قدیمی پیدا کردم...یه بغل خاطره پیدا...
-
قلبم...
شنبه 21 اسفند 1389 14:54
وبلاگستونیا! برای اون چیزی که تو دلمه و خیلی می خوامش،دعا می کنین؟ ببین دیگه چی بوده و اینقدر مهم بوده که اینجا نوشتمش!!! خیلی دعا کنین واسه م...می شه؟ خیلی...یه خواسته ایه که اگه بشه،من خوشبخت ترین دختر روی زمین می شم... پ.ن:ای خدا!دست مریزاد! دستت درست که سرشت منو تو انتظار آفریدی به سلامتی!! یعنی من مٌرده این...
-
شلوغ...خیلی شلوغ...
شنبه 21 اسفند 1389 09:30
منو ببر یه جای شلوغ...خیلی شلوغ...ببر یه جایی که همه غریبه باشن...و هرگر نشناسن منو... دلم می خواد تو جمعیت گم بشم...دلم می خواد اسفند دونه دونه رو نفس بکشم... تو دل جمعیت فرو برم و بین لباسهای پشمی و کلفت و نازک گم بشم....رها بشم بین ملافه هایی که پر از بوی سفید کننده و تمیزین و تو دست باد می رقصن... گوله بشم میون...
-
Legends of the Fall
پنجشنبه 19 اسفند 1389 08:34
فیلم افسانه فروپاشی(فال(Fall) اینجا به معنی پاییز نیست!به معنی فروپاشیه!!) ادوارد سوینک ه و کاندیدای برنده 4 جاییزه اسکار شده.این فیلم نزدیک دو ساعته و به زیبایی هر چه تمامتر،فیلمبرداری و ساخته شده...بازی برد پیت و آن تونی هاپکینز محصول 1996 و ساخته هم که از مهره های اصلی این فیلمن،طبق معمول جذاب و پر کششه... من این...
-
برای کسانیکه هرگز فارغ التحصیل نشدند...
چهارشنبه 18 اسفند 1389 09:06
خوب روز پنجم اردیبهشت را به یاد دارم...روزی که گنجشکها هم غمگین می خواندند و من با آن سن کمُ وقتی درب پنجره اتاقم را گشودم تا بهار را نفس بکشم ُ در عجب بودم که چرا آن روز با آنکه بهار است و بوی پیچ امین الدوله مست کننده ترین رایحه دنیاستُ همه چیز آنقدر تاریک ،تیره و سنگین است...؟ از سرویس مدرسه که پیاده شدیمُ نرده های...
-
گمج کباب...
دوشنبه 16 اسفند 1389 09:13
این غذا گیلکیه...خیلی وقت پیش درستش کردم و همون موقع هم عکس انداختم اما تنبلیم می اومد این کابل دوربینمو بیارم و عکسا رو بریزم این تو! از این لینک پیداش کردم! مزه ش هم سلیقه ایه...!خیلی ترش می شه....چون لیمو و انار فراوون داره...یه غذای فوق العاده ساده و خوشمزه ست!قابل توجه اونایی که غذای گیلکی دوست دارن! برای دیدن...
-
نقطه آغاز...
یکشنبه 15 اسفند 1389 11:27
اما شاید این پایان،شروع یه آغاز نو باشه واست ... همیشه هر پایانی یه شروع به دنبالش داره... مطمئن باش! یه شروع خیلی نوتر و بهتر از اون پایانی که هیچوقت برات نموند و فکر می کردی برات می مونه... پینوشت: مخاطب خیلی خاص دارد...
-
قصه غول سیاه...
شنبه 14 اسفند 1389 09:36
داره کم کم بالا می آد...داره قد می کشه... اون غول آهنیو می گم که یه عالمه تیرآهن بهش آویزونه... اون روز،وقتی نسیم خنک می وزید و سبزه ها به دست باد می رقصیدن،وقتی زمینو گود کردن و کندن،با خودم می گفتم: این گودی هرگز خونه و پاساژ نمی شه...هیچوقت بالا نمی آد! اما نه! مثل اینکه طلسم این غوله هم شکست.....نعره می کشه،نعره...
-
The Devil's Advocate
پنجشنبه 12 اسفند 1389 08:39
فیلم وکیل مداف*ع شی*طان رو خیلی ها دیدن!اون شب تو خونه طنین بهم ثابت شد که همه دیدن!! این فیلم رو می شه در زمره ژانر وحشت،توصیف کرد.اول بگم که ساخته تیلر هکفورد ه و محصول سال 1997 . کیانو ریوز جون و چارلیز ترون خوشگل و ظریف هم که معرف حضور همه هستن،توش ایفای نقش کردن... از همه مهمتر آل پاچینو ئه که نقش شیطان رو بازی...
-
فوتینا!
سهشنبه 10 اسفند 1389 12:49
آهااااااااااااای کسانی که به این وبلاگ می آیید و می خوانید و می روید!! و اصلا" به روی خودتان نمی آورید که خوانده اید!!!بدانید و آگاه باشید که من امروز پست نمی زارم!! فوتینا! پینوشت فوری:وای!امی جونم!تو دیگه چرا فیلتر شدی؟؟؟هاین؟
-
کباب میگو
دوشنبه 9 اسفند 1389 08:27
خوب...خوب!دوشنبه رسید و وقت صور لذیذ و اشتهابرانگیز شد...! این رسیپی رو از لینک 101 رسیپی برداشتم.خداییش اینطوری که تو این وبلاگ شرح داده،خیلی راحت بوی زهم میگو گرفته شد و تبدیل شد به یه غذای لذیذ! اگه دقیق و طبق دستورش درست کنین و میگوها رو کباب کنین خیلی لذیذ می شه... میگوی مزه دار شده! برای دیدن میگوی کبابی نهایی...
-
فیس کوفت!
یکشنبه 8 اسفند 1389 11:43
ای کوفت و کتاب صورت!! ای درد بی درمون و فیس کوفت! ای زقنبو!! این کتاب صورتم شده دردسری واسه خودشا! اونایی که نباید،پیدات می کنن و می خوان فضولیتو بکنن!هر چی هم که اسمتو تغییر می دی و عکس یه آیکون سوت زدن و به روی خود نیاوردن به جای تصویرت تو پروفایل می زاری،ول کنت نیستن!!هی زرت و زرت ادت می کنن و مسیج می دن...فک می...
-
کنه!
شنبه 7 اسفند 1389 09:53
ا صلا" دلم نمی خواد به اون لحظه فکر کنم...لحظه ای که برای درست کردن اون دسر کوفتی بوگندو مجبور شدم،تو شیکمت،شکر بریزم و اونقدر بجوشونمش تا قهوه ای رنگ شه،نمی دونستم که خراب می شی... اون دونه های شکر لعنتی بعد قهوه ای شدن مثل کنه چسبیدن تو دل و روده ت و هر کاری کردم کنده نشدن!ای به گور مرگشون! می ترسیدم تفلونت از...
-
Atonement
پنجشنبه 5 اسفند 1389 10:05
فیلم تلافی یا جبران،برنده جاییزه جشنواره بفتای انگلیس و اسکار آمریکا شده و ساخته جو رایته که برگرفته از کتابی با همین نامه.این فیلم در طول تابستان سال 2006 در انگلیس و فرانسه فیلمبرداری شده و کیرا نایتلی و جیمز مک آوی بهترین گزینه ها برای ایفای این نقش بودن. داستان فیلم در سال 1935 اتفاق می افته و سایرس رونان که نقش...
-
حرفهایی از جنس نگفتن...
سهشنبه 3 اسفند 1389 08:59
-
و چشمهایش
یکشنبه 1 اسفند 1389 12:50
هرکی کتاب چشمهایش بزرگ علوی رو خونده می تونه به این لینک بره و در موردش نظر بده و بحث کنه... پینوشت: فردا رو عشقهههههههههههه!آی خوچ می ذگره بد!موسیقی خفن و بابا کًرًم!!... ویولت
-
دنیای وبلاگی من 2
شنبه 30 بهمن 1389 11:09
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA کودکیهای من است عطــــــــربرنج همه رویای من است این گوشه دنــــــــــج گر آمدی و من نبودم روزی... باشد که یادگاری بشود چی داداش؟ عطربرنـــــــــــــــج ...
-
دنیای وبلاگی من!
شنبه 30 بهمن 1389 10:24
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 وبلاگ من مثل یه گونی برنج فرد اعلی ست! شاید کمی ته دیگ سوخته داشته باشه اما وقتی تو دیس می کشمش،عطرش انکارناپذیره! بعضی وقتها که حسم غلیظ می شه،شور می شه و بعضی وقتها هم بینمک. حواسم که می ره به حواشی و همچین یادم می ره که زود آب کشش کنم،شل و شفته...
-
زن ستانی!
شنبه 30 بهمن 1389 09:27
ابو:خوب چه خبرا پشنگ خان؟ پشنگ خان دوست ابو: بد نیستیم...همچنان تنهاییم...تو بگو چه گلی به سرم بگیرم؟عزب اوقلی موندم! ابو:مگه زن نًاٍستادی؟ پشنگ خان:نه هنوز!مورد خوب گیر نمی آرم... ابو: پس شیوا چی شد؟ پشنگ:نه بابا!اون قدش کوتاه بود...به درد من نمی خورد که!خیلی هم عشوه شتری می اومد! ابو: چه ربطی داره!! یکی دیگه م بود...
-
Becoming Jane
پنجشنبه 28 بهمن 1389 08:38
این فیلم در مورد دوران جوونی نویسنده محبوب کلاسیک قرن 18 انگلیس، جین آستین ه.من عاشق جین آستینم! کتابهای غرور و تعصب(فیلم) ، اما(فیلم )، رضایت (اگه اوریجینالشو خونده باشین) و حس و حساسیت (فیلم) مال این نویسنده ست. فیلم با بازی آنا هاتاوی خوشگل و ملوس و جیمز مک آوی اسکاتلندی در نقش توماس لوفروی ،یه وکیل آس و پاس، که...
-
چشم به راه
چهارشنبه 27 بهمن 1389 15:52
می دونم امسال هم چشم به راهی...آخه باز داره اسفند می شه... می دونم دلت یه قابلمه بزرگ فسنجون پر از گردو و کوفته قلقلی و قورمه سبزی می خواد با چند تا دیس برنج زعفرونی فرد اعلی... می دونم خودت که بودی،از این خوشمزه تر درست می کردی...و همیشه به خاطر من برای مهمونیات کنار غذاهای رنگارنگت قورمه سبزی می زاشتی... پس خواب...
-
چٌلاقینگی...
سهشنبه 26 بهمن 1389 09:02
خوب ...خوب...می بینم که همه شب ولنتاین ترکوندن!ما نیز! دیروز اومدم یکی رو سورپرایز کنم(سورپرایز که می گم از نوع کٍرم ریختنی ها!!)به سلامتی خودم سورپرایز شدم و چلاق گشتم...از ماشین که پیاده شدم سعی خودمو کردم ها! اما درب عقبش بسته نشد!اومدم خوب این در ه رو چفت هم کنمش که شست دست راستم تو مفصلش خوب جا افتاد!!! آخه نه که...
-
Guess Who!
دوشنبه 25 بهمن 1389 08:53
خوب...این دفعه خیلی جدی و فیس تو فیس می خوام باهاتون حرف بزنم...بی شوخی و بی حجاب(!!) می دونین فلسفه ولنتاین و لاو بترکونی و روز 14 فوریه از کجا آب می خوره؟تاریخچه شو می دونین؟رسم و رسومای قدیمیشو می دونین؟می دونین اون موقه ها دختر پسرا چی کار می کردن تا بتونن ولنتاین واقعیشونو پیدا کنن؟می دونین که سینت ولنتاین(قدیس)...
-
گویی شکر پاشیده اند...
شنبه 23 بهمن 1389 09:03
و تو ای کوه دوست داشتنی من... بدان و آگاه باش که در این روزهای زمستانی، هر روز بعدازظهر که از سرکار به خانه می رسم و درب آپارتمان را باز می کنم،به طرف پنجره هجوم می برم و لباس در آورده - نیاورده ، لی لی کنان با یک لنگه چکمه در جا کفشی و لنگه چکمه دیگری به پا،پرده خوشگل پر از گل را از روی صورت ماه پنجره بالا می کشم تا...
-
د ریترن آو د نیتیو!
سهشنبه 19 بهمن 1389 11:50
چی؟برگشتم!خوب آره!مگه قرار بود برنگردم؟چی؟جشن گرفته بودین که من دیگه نمی نویسم؟حال می کردین که اسم وبلاگم تو گوگل ریدر بالا نمی آد؟می دونم خیلی جامو خالی کردین!!می دونم! کلن مثل اینکه کسی باور نکرده بود که من وبمو ول کردم و رفتم! هان؟عمرنگ!!مگه می شه ممو دیگه ننویسه...ببینم مگه نمی دونین که ممو=نوشتن! ممو+نوشتن=...
-
The Other Boleyn Girl
پنجشنبه 14 بهمن 1389 08:28
اول نوشت:این پست،پست جبرانی 5 شنبه گذشته ست...چون نبودم و فیلم هفته رو معرفی نکرده بودم... فیلم دختر دیگر بولین،فیلمی بر اساس رمانی به همین نام نوشته فیلیپا گرگوری ،با کارگردانی جاستین چادویک در سال 2008 ساخته شده. بازی اسکارلت جوهانسن با قیافه زیبا و کلایسیکش و ناتالی پورتمن که کلا" شخصیت شر و شیطونی داره و...
-
پست آخر...
سهشنبه 12 بهمن 1389 15:51
شاید یه چند وقتی نتونم اینجا بیام...یا بنویسم... نمی دونم! به خدا خودمو لوس نمی کنم...یه نوع خستگی و بیزاری تو وجودم شکل گرفته که باید از بین بره،تا بتونم بنویسم... شاید برگشتم...شایدم نه! اما این پست،شاید پست آخر باشه... الوداع...
-
کرمٍ پًزٍش!!
یکشنبه 10 بهمن 1389 15:43
باز این کرم آشپزی تو من وول خورد!! فک کنم امشب برم از روی یه رسیپی خارجکی -انگلیسی یه غذای دبش دیشلًمٍه بسازم... می خوام زرت و زرت م ازش بعکسم!!! میه چیه؟؟
-
چیکن پیکاتای انار
یکشنبه 10 بهمن 1389 09:30
هر چی از این غذا تعریف کنم،بازم کمه... اگه دوست دارین،مزه استیک مرغ رستورانای ایتالیایی رو بچشین،این غذا رو درست کنین...منتهی دقیق و طبق دستور.. . انار هم نقش مهمی رو تو خوچمزه کردنش ایفا می کنه... مزه ش محشره...اول باید مرغو خوب بکوبین و بعد طبق دستور عمل کنین...وگرنه خوب نمی پزه! دستورش هم مال مامی سایته!یعنی اینجا...
-
عصری دل انگیز با طعم دوستی...
شنبه 9 بهمن 1389 10:13
اصلا" نمی دونم از چی بگم و از کجا شروع کنم؟ وقتی غرق می شی تو خنده ها و قهقهه ها ...وقتی تک تک سلولای بدنت با یاد خاطرات تو فیلم جشن و رقص سالسا می رقصن... وقتی یله می شی تو ظهر یه 5 شنبه خوب و مطبوع زمستونی با منظر کوه دوست داشتنی ای که همه برای پیدا کردن آدرس نشونش کرده بودنُ و اون موقع تو پس زمینه پذیراییت...