عطــــــــــــربرنــــــــــــج
عطــــــــــــربرنــــــــــــج

عطــــــــــــربرنــــــــــــج

Perfume

فیلمهای جدید غالبا" کلیشه ای شدن!خیلی کم پیش می آد که فیلمی منو خیلی درگیر کنه و یا روم تاثیر بزاره...جدیدا" سکانس اول همه فیلمها همه چی رو لو می ده...

اما این فیلم،خیلی مبتکرانه ست و سوژه ش جدید و یه جورایی مخلوط از ترس و خامی و هوش بالای شخصیت اصلی فیلمنامه ست...شاید خیلی هاتون فیلم عطر(پرفیوم) رو دیده باشین...فیلمبرداریش تو سه کشور ایتالیا،فرانسه و آلمان بوده و تام تایکر 3 سال به دنبال هنرپیشه نقش اول می گشته تا به بن ویشا،بازیگر نقش هملت که انگلیسی الاصله بر می خوره...فیلم نامه آماده کلید خوردن بوده اما هیچ کدوم از بازیگرایی که تست دادن،به دل تام تایکر نمی نشستن!

داستان این فیلم متعلق به چند قرن پیشه...گریم بن ویشا،فوق العاده ست...اصلا" نمی شه شناختش!اینجا نبینین که اینقدر خوشتیپ و با نمکه ها!تو فیلم صورتشو خیلی استخونی تر در آوردن و کمی هم ترسناکه...بن چون بازیگر تاتره تونسته نقشش رو عالی درآره...تا این فیلم رو نبینینُ متوجه نمی شین که چی می گم!یه جوری آدم رو می چسبونه به صندلی و میخکوب می کنه...

ژان ببتیس گرانول،علی رغم قیافه مظلوم و تو سری خوری که داره ،هم نابغه ست و هم کمی بی رحم...اون شامه قوی ای داره و به دنبال خلق رایحه های مختلفه تا اینکه راه حلی تو ذهنش شکل می گیره...اون فقط یه هدف داره و برای هدفش تمام موانع رو از سر راهش بر می داره...نبوغ اصلی ژان در آخر فیلم معلوم می شه و همه دهنشون باز می مونه...بهتر بود اسم این فیلم رو می ذاشتن: بوی آفرینش...

توصیه می کنم حتمن ببینین...من خودم تا حالا ۵ بار دیدمش و هر دفعه تو بازی قوی و زیبای بن ویشا و داستین هافمن ُیه چیز جدید کشف کردم...


بن ویشا:بازیگر نقش ژان ببتیس گرانویل

ویارانه 3

من الان دلم می خواد برم تو آشپزخونه م و همینطوری الکی خمیر پیراشکی درست کنم...

آی خدا! این چه وولوولکی بود تو به جون من انداختی آخه! الان من دلم می خواد بپرم تو یخچالمو و هر چی داره رو بیارم بیرون و باهاش یه غذای جدید درست کنم...دوس دارم الان رو اون تخته نارنجیه که خیلی صاف و خوشگله،قارچای گنده خورد کنم...

چی کار کنم خوب؟دوس دارم از پشت میز اداره بپرم برم تو خونه گرم و نرم خودم تا یه عالمه غذای دوس داشتنی درست کنم.بعد ،وقتی همه چیزو گذاشتم رو گاز تا پخته بشه و صدای قٌل قٌل و جلز و ولزشون بهم آرامش بده،جلوی شومینه دراز بکشم و سری جدید قهوه رو ببینم...

دلم داره مالش می رهههههههههههه!ای خدا! من آشپزخونه مو می خوام....من صدای گنجیشکا رو می خوام!!!الان من کوه می خوام...همون کوه قرمز و نارنجی رو که پنجره م به روش باز می شه...دلم می خواد کف آشکوب خونه مو طی بزنم...جارو بزنم!! میز توالتمو دستمال بکشم!اون شلوار خوشگلمو بندازم تو لباسشویی...من بوی مواد شوینده مو می خوام!

دلم می خواد بادمجونا رو دود بدم و باهاش کشک و بادمجون درست کنم!!!به شورم تو یخچال سر بزنم ،ببینم رسیده یا نه!

یکی بیاد منو ببره خونه مون!آی ایهالناس!کسی نبود؟بود؟

خونه زندگی...

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

اسنک من درآوردی ما

خیلی وقت بود که عکس غذا مذا نذاشته بودم!

این اسنکی که می بینید من در آوردی خودمه...از همون نون تست و کالباس و پیاز و قارچ و پنیر پیتزا و پودر آویشن و سس انار خودمون درست شده!البته همه این مواد می ره تو ساندویچ میکر و رو همدیگه پرس می شه!می دونین دیگه...

غذای خوشمزه ایه و 10 دقیقه ای حاضر می شه...اگه حال غذا درست کردن ندارین و همه موادو آماده دارین،به امتحانش می ارزه...

من برای خوشمزه تر شدنش لای نون تست قبل از ریختن مواد دیگه از سس مایونز گارتن کغویتر که تو قسمت مخصوص سس هایپر استار گذاشته بودن،استفاده کردم...

مخلفات دورشم که می بینین،ذرت و ترشی و بلال کوچیک می باشند!

برای دیدن سٌس برین رو ادامه مطلب!

ادامه مطلب ...

غار کاریز

قرار شد که از جاهای تاریخی کیش،براتون یه گزارش مصور بزارم...

غار کاریز،یه غار دست سازه...یعنی اینکه یه مهندس ایرانی که در حال حاضر مقیم آلمانه،این مکان رو اجاره کرد و به ساختنش مشغول شد.

این غار یکی از جنبه های توریستی کیشه ...یعنی رد خور نداره اگه بری هتلی و این تور رو نذاره برای مسافرا...

اینجا سر در این بناست...اون هم ابوته!!


واسه بقیه ش،برین رو ادامه مطلب...

ادامه مطلب ...

17 again

این فیلم که ساخته بر استیرز ه یه عاشقانه کمدیه که بازی زاک افرون ُ جذابش کرده...زاک افرون ُعلاوه بر تیپ و قیافه توپش بر عکس محمد رضا گلزار خودمون،بازیش هم خوبه...حتما" تو سریال های اسکول میوزیکال که از شبکه امریکا پخش می شد دیدینش!

داستان فیلم در مورد مردی 37 ساله ست که با کلی مشکلات رو به روئه از جمله دعوا با زنی که روزی عاشقش بود و حالا می خواد با وجود داشتن دو تا بچه ازش جدا بشه...

وقتی مایک برمی گرده به دوران تینیجریش فیلم خیلی جذاب می شه مخصوصن اونجایی که...

چیه؟بقیه شو بگم؟اونوقت تمام داستان فیلم لو می ره که!! برین ببینین!از حال و هوای افسردگی درتون می آره...مخصوصن اگه فرض کنین شما هم برگشتین به اون دوران دور...


نقطه های سبز

اینو می خوام خیلی خلاصه شده اینجا ثبت کنم که یادم نره یه روز چقدر از شنیدنش خوشحال شدم...که یه روزی تو زندگی چیز کوچیکی مثل این خبر،چقدر می تونه خوشحالم کنه و انگیزه مو بیشتر...

که یادم نره خدا چقدر حواسش به همه چی هست... که خدا تا پروانه شدن،مراقب و مواظبمه...


داستان دومم هم رفت برای چاپ...

چاپ که شد اینجا می زارمش...

نحوه داشتن و یا نداشتن رمز!

جیگر طلاها! خانومیای خوشگل خودم!

من رمزو فقط به عزیزایی که ایمیلشونو دارم،ایمیل می کنم...

البته این دوستان رو من حتما" باید بشناسم...یعنی یا وبلاگ داشته باشن و آشنا باشن یا آشنای خالی باشن...

شرمنده که به بعضیها نمی تونم رمز بدم!...

در ضمن من رمز رو تو وبلاگ کسی نمی زارم...

اینم بگم که خیلی هم به ندرت رمزی می نویسم...اصلا" سعی می کنم رمزی ننویسم تا شرمنده خواننده های سایلنتم نشم...


قربون همه تون برم...

زت زیاد!!

پینوشت:ستایش جان!من رمزتو گم کردم...

قهوه ی تلخ با طعم شکر

دست شما درد نکند مهران مدیری جان!باز هم با این همه زوری که برای خریدن جداگانه سی دی هایت،بر ما روا می داری،دستت درد نکند...راستی می دانی که ما معتاد شده ایم؟انگار اعتیاد کلن چیز بدی نیست همچین!اعتیاد به هر هفته دیدن سریالت!سریالی که تو با خون دل ساخته ای و اول هر سی دی که در دی وی دی پلیر می گذاریم،به ما التماس می کنی که از بقالی سرکوچه بخریمش نه از دستفروشان ایستگاه مترو و پلهای هوایی...!

می دانیم که صدا و سی*ما را دوست نداری...می دانیم که چوب را خیس کرده اند و در ..... بیببببببببببب!می دانیم که قسم خورده ای دیگر هرگز برایشان سریال طنز نسازی و اینها !!

آیا تو هم می دانی که ما هر هفته قهوه تلخ ت را با لذت و لبخند و گاهی قهقهه نوش جان می کنیم و آرزو می کنیم تا همیشه ادامه داشته باشد!می دانی که همیشه شنبه ها در تب و تابیم تا قسمت جدید را ببینیم و آن شمارشگر با کلاس و بزرگ سایتت،صفر شود؟

می دانی که نیما زند کریمی با آن اخمهای سیاه و جدی اش،چقدر خوب طنز تلخ را به رخ می کشد!

می دانی که فخرو تاج بانو را چقدر دوست داریم؟وقتی کل کل می کند و نمونه غلیظ یکی از تیپهای جامعه نسوان است،چقدر خواستنی و باحال است!

می دانی جهانگیر خان شوت ملخ با آن سبیلهای تیز و آویزان،چقدر دلنشین و نمکین است وقتی گل یا پوچ همایونی بازمی کند و با آن سن و سالش در تختخواب سرد نمی خوابد!

می دانی که بیژن بنفشه خواه در طول سابقه هنری خود،تا به حال اینقدر بیخودی و خوش ندرخشیده است!

می دانستی که بابا شاه با آن روحیه بولهوس،مکتب سادیسمی و ابروهایی که فقط برای دید زدن ضعیفه ها بالا می رود،محبوبترین شخصیت قهوه تلخ در آمارگیری ست؟

می دانستی که سحر زکریایی که امروز در نقش شاعرانه و لطیف خویش آنقدر  لعبتانه جا افتاده است،در نقشهای دیگرش همیشه سرد،مغرور،خودخواه و خشن بوده؟

همان رییس تشریفاتی که هر بار برای اعلام حضور مقامات،بی جهت،حنجره می دراند،در همان دیالوگهای کوتاه چقدر قوی ایفای نقش می کند!

بلد الملک که همان عارف جان خودمان باشد،بعد از سالها به بازیگری خوانده شده و با این همه دری وری که می گوید،چقدر خنده دار است و تو با زیرکی هر چه تمامتر خواسته ای او را مصداق خیلی از آدمهای همین مرز و بوم  نشان دهی...

خوب...باید بگویم که خود من شخصا" به ناز خاتون یک و دو رای می دهم!بازی اش تکراری ست اما بیان قوی و تیپی که ساخته است،حرف ندارد!خوشم می آید وقتی می گوید: بلاد فغانس(فرانس)!خوشمان می آید وقتی به نیما زند کریمی گیر می دهد و ول کن هم نیست!

خودت را هم دوس داریم!به خصوص وقتی که صدای آلن دلن(همان دوبلور معروف خسرو خسروشاهی) را تقلید می کنی و آههای بلند می کشی،روده هایمان می بٌرًد و هرهرمان در خانه طنین می افکند!به خصوص وقتی که شیرین زبانی می کنی و با آن زبانت،شکوفه که هیچ!مار کبری را از سوراخ بیرون می کشی...!ایول!

چای شیرین دیگر چه صیغه ای است؟عمرن!ما که تلویزیون را دیگر روشن هم نمی کنیم چه برسد به اینکه بخواهیم از کارگردان اخر*اجی*های یک و دو و هزار،سریالی ببینیم!!

حالا با این اوصاف،بگو آپارتمان ما را کی به ناممان سند می زنی مهران جان؟

ماه عسل در کیش

البته تصمیمون برای ماه عسل،خارج از کشور بود،اما خوب نشد که بشه!واسه همینم رفتیم کیش...

هوای کیش به نسبت فصل،خیلی خوب بود...هتل و پرواز و خدمات هم عالی بودن...

گشتای هتل هم خیلی به موقع و عالی بودن...

اول خیلی کلی براتون از سفرمون می گم و بعد ریز ریز جاهایی رو که رفتیم رو شرح می دم!چون از یه جاهایی حدودا" 20 تا عکس دارم که حیفه تو همین پست بزارمش...باید جداگانه گذاشته بشن...

اینجا کجاس؟خوب معلومه فرودگاه!اول صبحه!ساعت 7...


هتلمون خوب بود ...همه چیش به قاعده و منظم بود و رسیدگیش هم خوب بود...پرسنلش خوشرو بودن...

برای بقیه سفر برین رو ادامه مطلب...

ادامه مطلب ...