-
کودکان دیروز...
چهارشنبه 24 شهریور 1389 10:42
وقتی بهت خبرای خوب می رسه غرق شادی می شی ... اینکه بشنوی،دخترعمو و پسرعمه ت،دو تا رشته توپ تو همین تهران خودمون قبول شدن،کلی غرور آفرینه... آخه یادت نمی ره که اینا همون کوچولوهای دیروزن که یه روزی با لاستیکی و پنپرز و موهای سیخ سیخی و بعضا" با کله های کچل و سرهمیای رنگ و وارنگ،دستای تپل با فرو رفتگیهای...
-
ته چین لوبیا پلو
دوشنبه 22 شهریور 1389 09:45
این بار هیچی نمی گم!فقط برید این نوع ته چین رو از روی دستورش تو مطبخ رویا بپزید تا درست و حسابی معنی عطر برنج ،لوبیا پلو و تا خرخره خوردن و بی حال و طاق باز رو تخت افتادن و تا صبح فردا خوابیدن ، براتون جا بیفته!در ضمن ادویه پلویی رو هم فراموش نکنید!این گوشت قلقلیا آی با پیاز می چسبه! آی خوشبو می شه... مرحله اول برای...
-
پنجره...
یکشنبه 21 شهریور 1389 13:32
خوب یادمه اولین بار که فهمیدم فهی*مه رحیمی کیه و کجاس و چی می نویسه فقط 12 سالم بود.اینکه چه مرارتها و چه آب خونکا من سر شناختن این خانوم کشیدم و خوردم بماند! تازه یه بارم محکوم به اعدام شدم سر خوندن کتاباش! خلاف اولمو با خوندن کتاب تاوان عشق شروع کردم.اینقذه خوشم اومده بود از اون دختره ساده مسیحی که عاشق یه نویسنده...
-
Slow me down
پنجشنبه 18 شهریور 1389 09:19
این دفه می خوام یه خواننده پاپ جوون و تازه نفس رو بهتون معرفی کنم که صداش علاوه بر اینکه زیباست،آروم و روحبخشه...و بعلاوه چهره ش هم خیلی ملیح و دلنشینه... امانوئله گری(Emmanuelle Grey ) معروف به امی روسوم،در سال 1986 به دنیا اومد و خیلی زود پله های ترقی رو طی کرد...از 7 سالگی تو گروههای سرود می خوند... اون با مادر...
-
تخمه...
سهشنبه 16 شهریور 1389 11:18
دارم لباس چرکا رو می ریزم تو ماشین و پودر رو تو جاپودری خالی می کنم،هنوز دستم رو دکمه فازی لوجیک نرفته که یه دفه حواسم می ره پیش راحله ! با خودم می گم:ای خدا!بالاخره این دختره سر کارش تو شرکت می مونه یا نه؟بعد فکر می کنم این دکمه رو که فشار بدم،می پرم می رم می خونمش! یه دفه ابو می گه:مموت خانوم یه چایی بزار با هم هورت...
-
گوگول ریدینگ...!!
دوشنبه 15 شهریور 1389 09:42
نمی دونم چرا از دیروز تا حالا که آپ کردم این عطربرنج فلک زده تو این گوگول ریدره بالا نمی آد؟گوگولو که باز می کنم،آپم رو همون پست "احیا قسطی" مونده!انگاری ازون موقع تا حالا آپ نکردم... یعنی که چی آخه؟یعنی فیدم خراب شده؟هان؟ ای ایهالناس آپامم دیگه پریدن!! ای بی غذا بمیری گوگول!ای بمیری یاهو که از عید به اینور...
-
سفری به اعماق کوههای مازندران...
یکشنبه 14 شهریور 1389 10:35
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 مگه کوهم عمق داره؟؟چه می دونم! خدمتتون عارضم که ما سه شنبه بعدازظهر،راهی خطه سبز مازندران شدیم...کدوم شهرش؟رویان... ! روز اول،من بعد 10 سال تنی به آب دریا زدم و روحم تازه شد!همیشه تا لب دریا می رفتم،اما تا پام می خورد به آب،یه جوری می شدم.این کسیه...
-
احیا قسطی
دوشنبه 8 شهریور 1389 09:40
ممو در حال عبادت در مسجد... یه پسر بچه پرروی 7-8 ساله با کله سنگ:اون کتابو بده به من بدم به ننه م! ممو: برو از اونجا بردار! برا همه گذاشتن! بچه زرده: نه! ننه من اینو می خواد! ممو:ای بابا! بیا بگیرش! 5 دیقه بعد: بچه پررو:ببین این مهرو بده به من! ننه م مهر نداره! ممو:وا؟بچه جان این مامان تو چرا اینقده آس و پاس اومده...
-
تولدک...
شنبه 6 شهریور 1389 10:14
۵ شنبه ای،وقتی خسته و کوفته و کشته شده از کلاس اومدم،دیدم به به!! نوش نوش و دونه در تدارک تولد اینجانب هستن و نوش نوش داره الویه درست می کنه و بالطبع دونه هم داره اون پس و پشتا،آرد سوخاری و این چیزا رو با هم قاطی پاطی می کنه! من که به روی خودم نیاوردم که تولدمه و رفتم گرفتم تخت خوابیدم...بعدش ساعت 8 بلند شدم تا دوش...
-
Modern talking
پنجشنبه 4 شهریور 1389 09:42
مدرن تاکینگ،اسم یه گروه 2 نفره س که معروفترین گروه موسیقی آلمانی پاپ در دهه 80 بودن... توماس آندرس (سمت چپی تو عکس اول) و دییتر بولن (اون یکی) هر دو آلمانی هستن اما بیشتر آهنگهاشون به زبان انگلیسیه و لهجه غلیظ بریتیش دارن... 3 سال اول دهه 80 رو تو اوج بودن و بعد از هم جدا شدن.و دوباره بعد از چن سال که به هم...
-
زاده می شویم...
چهارشنبه 3 شهریور 1389 10:16
اول بگم که فردا تولدمه! و بنده یه سال دیگه به سند و سالم افزوده شد! فردا پست ویژه نداریم به این مناسبت!!چون می خوام آهنگای مورد علاقه مو آپلود کنم! ایشالا شنبه ،یکشنبه یه پست ویژه می زارم...چون باید تولد بگیرم که عکس مکس بزارم... تبریک یادتون نره ها!گفتم یه روز جلوتر بگم که نگین نگفتی!! خوب چیه؟پررو ام دیگه!!شهریوریا...
-
نقش عشق
سهشنبه 2 شهریور 1389 10:17
مکان: سریه!! اینجا نمی تونم بگم چون می گیرن می برنم! زمان:شنبه ساعت 6 بعداز ظهر... مدیر دوبلاژ از تو باکس(استودیو ضبط): خانوم مموپور... ممو در حال چرت زدن:(ولش کن! با من نیست... ) دوست ممو،ماهی خانوم:با تو بود؟ ممو:نمی دونم! نه! مدیرو:ای وای! خانوم مموپور!کجا در رفتی؟ ممو:انگاری منو می گه! ماهی:آره بابا! پاشو برو تو!!...
-
روزه خورا++++
یکشنبه 31 مرداد 1389 10:37
روزه دارا نرن تو ادامه مطلب!!گشنه تون می شه اونوخ گناهش می افته گردن من!!این مطلب فقط مال روزه خور با بالاس!!گفته باشم... واقعن خوشمزه و جدیده...درست کردنش هم خیلی راحته!!و مثل سالاد الویه سرد سرو می شه...من که عاشق مزه شم...با پیازچه خوشبوتر می شه...منم که هول!!طاقت نیاوردم و با امکانات خیلی کم(منظورم از نظر ظرف و...
-
ربنا...
شنبه 30 مرداد 1389 09:28
آخ! وقتی ربنای افطارو می زنه،یعنی انگار جون از تن من جدا می شه...دلم قیلی ویلی می ره...دلم می خواد بپرم وسط حلیم و آش سفره افطاری...یاد اون موقه ها می افتم که ماه رمضون تو پاییز و زمستون بود و من همه روزه هامو می گرفتم... افطاریای مدرسه خیلی می چسبید...به خصوص که اون موقه ها یه گروه 5 نفره بودیم و یکیمون دختر مذهبی...
-
به یادماندنی ترین گروه
پنجشنبه 28 مرداد 1389 09:12
بک استریت بویز(Back street boys)،یکی از همون گروههای به یادموندی هستن که در نوع خودشون بی نظیرن... این گروه سال ۱۹۹۳ تشکیل شد و کوین (وسطی سفیدپوش ایستاده) و ای.جی(بغل دستی کوین) که هر دو پسر عمو هستنُ اولین اعضای گروهن.این دوتا از بچگی تو گروه سرود کلیسا می خوندن و صداهای پرحجمی داشتن.بعدش دورو رو پیدا کردن آخر از...
-
یک فنجان از من
سهشنبه 26 مرداد 1389 10:01
-
آواز گنجشکها...
دوشنبه 25 مرداد 1389 13:23
چهارشنبه نوشت:اون بالا ،پست یک فنجان از من،هرکی رمز می خواد بگه ها! این فیلمو راس ساعت 5:15 صبح روز سه شنبه مورخ 89/4/22 گرفتم... اینجا دقیقا منظره پنجره آشپزخونه سقف خونه من و ابوئه!...کجا؟شمالی ترین نقطه غرب تهران...نزدیک کوه...جایی که می تونی دستتو بزنی به خدا... گوش بسپرین به آواز گنشجکها...ببین چه غوغایی کردن 5...
-
مشاعره 2
یکشنبه 24 مرداد 1389 09:39
دیروز،تو وبلاگ می می ترکوندیم از مشاعره! من که خیلی خوشم اومد...خیلی حال داد و حظ غریبی بردیم!حالا می خوام با اجازه ش منم،اینجا یه مشاعره شعر نو و کهنه و اصفهانی و حافظی راه بندازم... دبیرستانی که بودیم،ساعتای ادبیات و نگارش انقدر مشاعره می کردیم که حافظ و نیما و سهرابو حفظ شدیم...خیلی وقت بود مشاعره نکرده بودم و مخم...
-
جدولینگی
شنبه 23 مرداد 1389 08:56
-
Never gonna dance again…
پنجشنبه 21 مرداد 1389 09:18
شنبه نوشت:اون پست جدولینگی رمزیه!از خانوما ُاگه کسی رمز می خواد بگه! صدای جورج مایکل خواننده انگلیسی الاصل،یه صدای خاصه که نه بمه نه توی بینیه...توی حنجره س و در عین حال قوی و نازکه!و همینه که اینقدر معروفش کرده.اون خواننده پاپ و سول Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA (soul) ه که یکی از بهترینا در دهه هشتاده...
-
کدبانوگری...
سهشنبه 19 مرداد 1389 09:53
می دونید چیه؟من یه عالمه دوست با سلیقه و خلاق و کدبانو دارم!این کدبانوگریشون در حدیه که من فکر می کنم اگه خواستم دعوتشون کنمُ چه گلی به سرم بگیرم؟یعنی اگه من نتونم یه غذای جدید مث این کیک مرغ پایین درست کنمُ خودمو از بالای این وبلاگ پرت کنم پایین؟یا از الان برم غذاهای جدید بپزم؟منم می تونم این همه غذا رو باهم درست...
-
پیوند...
یکشنبه 17 مرداد 1389 11:15
-
دوساله می شویم...
یکشنبه 17 مرداد 1389 10:17
لی لی لی لی لی لی لی لی ....کل بکشیددددددددددددددددد!! چی ؟اونجا اداره س؟ خوب کف بزنین!! اونم نه؟؟ خوب جیغ بزنین!! چی؟صداتون می گیره؟ بابا اصن نمی خواد هیچ کاری بکنین!! فقط نگاه کنین! خوب...بزارین از اولش براتون بگم...من اول شاعر بودم! در حدود چندین و چند سال شعر می گفتم و این ور و اونور می چاپیدم! بعدش که با ابو آشنا...
-
گمشده در تاریکی...
شنبه 16 مرداد 1389 09:01
نمی دونم چرا جدیدن این اتفاقای عجیب غریب برا ما می افته... حدود 5 ماه پیش ما یه خط دیگه و در واقع خط دوم از مخابرات خریدیم واسه خونه مون... این خط دوم،شماره ش زیاد رٌند نیس!اوایل که اصن گوشی نمی زاشتیم براش...چون نیازی نداشتیم.نزدیک 3 ماهه،از وقتی که گوشی براش گذاشتیم،تلفنای عجیب غریبی می شه... از شرکت سابکو زنگ می...
-
آی نازنین مریم...
پنجشنبه 14 مرداد 1389 09:19
و در آخر، به یاد محمد نوری با اون صدای قوی و زیبا و گام- بالاش،صدایی که تا ابد برای نسل ما و نسلهای بعدی جاودانه می مونه،جان مریم.... محمد نوری چشمانش را بست... خوابید... خواب دید در شالیزارهای ایران،سبز و سفید پوشیده ... و رو به آفتاب ایستاده است... و بعد مریمش را به خواب دید... مریم رویاهایش که روزی آرزو می کرد،با...
-
Lost
چهارشنبه 13 مرداد 1389 11:31
یه چن سالیه،یعنی دقیقن از وقتی من یه کم به خودم اومدم و به اطرافم دقیقتر شدم،اشیا و وسایلی که خیلی دوسشون دارم و برام خیلی عزیزن،گم و گور می شن...کلن من آدم مرتبی هستم و حواسم خیلی جمعه!حافظه م خیلی خوبه و دقیق یادم می آد چیو کجا گذاشتم... اولاش دونه هی جا به جاشون می کرد،مثلا" گردنبندای منو از رو میز آرایش ور می...
-
تا انتهای شب
دوشنبه 11 مرداد 1389 10:29
باد خنکی که به صورتم می خوره،یه کم حالمو جا می آره و سلولای خسته صورتم رو که دارم هن و هن کنون خودمو از سر بالایی جلوی شرکت بالا می کشم،نوازش می کنه...امروز سرحال نیستم!حالم به خودم نیس!امروز دستام شله انگار...نا نداره کیفمو تحمل کنه...هیچ اتفاقی هم نیفتاده...اما همه ش دلم می خواد به یه چیزی بند کنم و هی ناله سر...
-
دله!
یکشنبه 10 مرداد 1389 10:10
یعنی من اون روز یکشنبه می خواستم با شکم خودمو بندازم رو این میزه و چهارچنگولی برم تو اون ژله شیرینیای نمی دونم مال کجا و چی چی!! آخه 2 روز بود غذا نخورده بودم واسه همین!! ۵ شنبه ای هم چون دیگه طاقت نداشتم و نمی تونستم خودمو کنترل کنمُ چهارچنگولی رفتم تو این میزه!یه انگشتم تو اون سالاد میگوئه بود و مچ دست چپم تو اون...
-
بیش فعال خان!
شنبه 9 مرداد 1389 09:36
یه پسر تو فامیل داشتیم که یکی دو ساال از ما کوچیکتر بود و بسیار بسیار بیش فعال بود!موهای بوری داشت و چشاش به قول دونه زرد رنگ بود...یعنی اینقدر روشن بود که به زردی می زد!کلن ما دخترا ازین خیلی بدمون می اومد...چون وحشی بود و خیلی اذیت می کرد... هر دفعه هم می رفتیم مسافرت،این و خونواده ش رو باربند یا تو صندوق عقبم که...
-
I'll be right here waitin 4 U
پنجشنبه 7 مرداد 1389 10:35
یه تک آهنگ قدیمی و زیبا و آروم برای ریلکسیشن از برایان آدمزُ خواننده معروف بلوزُ و صد البته خوش تیپ با یه صدای گرفته و آسمونیُ که تقدیم می شود به شما... خداییش هر دفه گوش می دم...خوابم می بره یا یه لبخند آروم می شینه رو لبام...از بس که این آهنگ لطیف و آرومه و روح رو نوازش می کنه...شاید به گوش خیلی هاتون آشنا باشه......