اینم لوح تقدیر...
دوسش دارم خیلی زیاد...
نمی دونم از کجا شورو کنم؟از چی باید بگم؟
از این بگم که یکی از بهترین روزای زندگیم تو تاریخ ۸۸/۸/۷ رقم خور یا از این بگم که مراسم قرار بود ساعت ۴ شورو بشه و ساعت ۵ شورو شد و ما تا خود ساعت ۵ پشت درهای بسته آمفی تاتر موندیم و همه همدیگه رو شناختیم و با خبرنگارا آشنا شدیم؟
از خانم پولادزاده ،برگزار کننده جشن بگم که چقدر زحمت کشیده بود و همه وبلاگای انتخاب شده رو می شناخت.
یا اینکه از بهاره رهنمای شر و شیطون و شولوغ بگم که با خودش یه دنیا شادی آورد و رو صحنه بالا و پایین می پرید.یا از الهام پاو*ه نژ*اد؟یا از سعید پور*محم*دی وراج و لوس؟
از ویولت(نویسنده و بلاگ من و ام اس) نازنین و بنفش پوش بگم که رو صندلی چرخدار آوردنش تو سالن و ... و اینکه چقدر دوس داشتم از پاهای قشنگش، با اون جورابهای بلند و نایلونی بنفش و کفشهای سیاه ظریف و زنونه،عکس بگیرم که پیش خودم گفتم ناراحت می شه و ممکنه بهش بر بخوره!
از دوست بلاگ می عزیز بگم که به جاش اومده بود تا لوح بلاگ می رو بگیره و ببره! از خانوم زیگزاک و آقای زیپ بگم که همرنگ هم سبز پوشیده بودن و از روی کاریکتورای وبلاگشون شناختیمشون.چقدر زیبا و ظریف بودن دوتایی!
از مراسم اهدای لوح تقدیر بگم که بهش نرسیدم و چون باید می رفتم عروسی ساعت ۵/۵ زدم بیرون.
از لوح تقدیرم می گم که خیلی دوسش دارم و اسم وبلاگم روش حک شده درست مثل نوشته ایه که روی سنگ می کنن و همیشگی می شه.
از فراموشیم می گم که باعث شد لوح تقدیرمو امروز نیارم تا عکسشو اینجا براتون بزارم.
از خودم می گم که دیر به آرایشگاه و عروسی رسیدم و مجبور شدم هزار جور حرفو قیافه شیش و هشتو از دونه خودمو ابو و پدر میوه ببینم و جیک نزنم!(بعضی وختا دیگه این دونه من از مادرشوهر برام بدتر می شه!)
جشن نوشت:جای همه اونایی که نیومدن خیلی خالی!!!
لوح نوشت:عکس لوح تقدیر فردا اضافه می شود.
این هم حرفهای خصوصی ممو در طعم گس خرمالو
به هرکس که لازم بوده پسوورد دادم.
به اونایی که ایمیلشونو داشتم ، ایمیل زدم و به بعضیا اس.ام.اس.
خلاصه اینباکساتونو چک بفرمایید.
کلوچه برام تو خصوصی ایمیل بزار...وبلاگت خطرناکه جیگر!!نظراتش تاییدی نیس!
احتراما" بدینوسیله قصد دارم از بانوی محترمه ،بانو جان، به دلیل زحمات بیشائبه اش تشکر کنم.
ایشان در اعلام کُدها در پروژه عظیم راه اندازی وبلاگ جدیدم در پرشین بلاگ به اینجانب ،کمکهای شایانی کرده است.البته پیشتر هم زحماتی را متقبل شده بود.
از بقیه دوستان عزیز و ارجمندم که اینجانب را در راه بی پایان و پُرخطر لی لی چزانی در پست رفراندوم با نظرات خودشان محظوظ کردند،بی نهایت سپاسگذارم.
وایییییییییییییییییییییی!اصن نمی تونم لفظ قلم تو این وبلاگ بنویسم....
دوستتون دارم...خیلی خیلی زیاد...
کلوچه نوشت:با اینکه این پست نظر نمی خواد،اما به خاطر کلوچه خوشمزه و شکلاتی در گونی برنجا رو باز می زارم...
توجه!! توجه!!وبلاگ برتر!!
دینگ دینگ!!
عطر برنج ، هر روز لی لی تر از دیروز...
یعنی این دیگه آخرشه!!
من می خوام برنده شممممممممممممم! منم می خوامممممممممم!
وبلاگهای برتر بانوان!!
یعنی اگه اسم ممو به عنوان وبلاگ برتر انتخاب نشه ،بچه ش تو قنداق به دنیا می آد!
اصن من می خوام پوز این لی لی خانومو بزنم!!! می شه؟
لوفطا" به اینجا مراجعه شود و اسم عطر برنج درج گردد:
....
...
...
خوب چیه؟رو بدین ، آسترم می خوام دیگه!!(آیکون یه مموی پرروی طلبکار)
و این هم منم با یه طعم گس...طعم گس خرمالو...
در مورد پسوورد هم هماهنگیهای لازم قبلا انجام شده...
اول بگم که جون شما اصن راضی نبودم امروز آپ کنم!
این م*ملکت گل و بلبل مارو دارین؟؟
می
بینین که لایحه حذف یارا*نه هم تصویب شد به سلامتی؟(صلوات!!)قبلترا که 70
درصد جمعیتمون زیر خط فقر بود،حالا دیگه همه مون زیر خود صفریم !چه برسه
به خط فقر!
می
بینین هرکی که کثیفتر و چرکتره راس کاره و می تونه به این و اون دستور بده
و هرچی آدم بی سواته مسلط شده به باسوادا؟هرچی بیشتر بو بدی و ریشت تا روی
زانوت باشه و یه گونی هم تنت،زودتر تو ادارجات بهتر و بالاتر دو*لتی
استخدامی!!
اون
قدیم ندیما،تحصیل مال اشراف بود...ارواح عمه شون!الان مال همه س!آخه نیس
که الان رتبه نمی خرن!نیس که دانشگاه شر*یف و پلی*تکنیک رتبه نمی فروشن و
به استادا پول نمی دن واسه پاس کردن دانشجوهای اعیون!
کجای دنیا و مردم کدوم کشور اینقده اینور و اونور پخش و پلان و آواره اروپا و دهاتای قرقیزستان شدن؟
تو
کجای دنیا به مردم یه کشوری غیر ایران می گن: کله سیا؟حالا هی بیا خودتو
بساب،سفید کن!موهاتو ببر کز بده و دکٌلٌره کن تا بشه بلٌند!!نه آقا
جان اسمت همون کله سیا می مونه!
دقت کردین تو فیلما و سریالای آبدوخیاریمون اسم خلافکارا کامران و هومنه و اسم آدم خوبا علی و محسن و ابراهیم؟
از
مردم کدوم کشور واسه ویزا دادن و وقت مصاحبه، سند منگوله دار زمین و ملک
می خوان که گرو بزاری واسه برگشتن به ولایتت؟عکس مردمک چشم می گیرن و
انگشت نگاری می کنن؟هاین؟
حالا صبر کنین...10 سال دیگه باید واسه افغانستان رفتنم ، ویزا بگیریم...
اما چون خیلی بهم فشار اومده،ترسیدم یه وخ از دس برم و لال بمیرم و دیگه نتونم بنویسمش...
این خط این نشون!
یعنی می شه؟
می شه خونه منم ماه داشته باشه؟ می شه وقتی شب می شه ،تو آشپزخونه م که دارم شامو آماده می کنم ،سرک بکشه و با ستاره هاش بهم سلام کنه؟
می شه اتاق خوابم همون رنگی باشه که دوس دارمش؟ می شه اونقدر بزرگ باشه که توش گم شم و دیگه ابو نتونه پیدام کنه؟ می شه رنگ دیواراش یه جوری باشه که بتونم روش نقاشی کنم و عکس یه صورت بزرگ بکشم؟ یه صورت بزرگ با 2 تا چشم کبود که تو آسمون محو شدن؟
می شه وقتی در پنجره رو باز می کنم ،مث همون خونه قبلیمون ،بوی پیچ امین الدوله دماغمو به خارش بندازه؟می شه مث ویلای شمال، یه باغ بزرگ جولوش باشه که طوله گربه های برفی و نسکافه ای به ساقه های پیچکاش گاز بزنن و بعد روی پُشت بیفتن و غلت بزنن؟
می شه یه عالمه جوجه اردک و مرغ و خروس داشته باشم که صُب به صُب با صداشون از خواب بلند بشم؟می شه شومینه اتاقم ،واقعی باشه و با چوب روشن شه نه با گاز؟
می شه بوی جنگل بیاد همیشه؟می شه یه خونه چوبی بسازم بالای درختای نارون و هر روز بعدازظهر برم توش و کتاب مهر من سیمین شیردلو بخونم؟
می شه دیگه رنگ ترافیکو نبینم؟
می شه روزا فقط ابری و نیمه ابری باشه و دیگه آفتاب پشت دستمو نسوزونه و عرق نکنم؟
می شه همچین خونه ای تو همین تهرون خودمون باشه؟
پینوشتًک:این روزا یه جوریم!یه حال و هوای دیگه ای دارم...نمی دونم چرا؟
اینم مدل مویی که آرایشگرم تو عروسی دوست ابو برام درست کرده بود.
خیلی دوسش داشتم
اینجا یه دونه از گلای روی سرم افتاده!آخر شبه آخه!
پینوش: خیلی خوش گذش!البته جریانش مال 1 ماه پیشه ها!
خط خطی نوش:بابا !من نمی تونم وب هلی و آلما و ونوسی و بهاره رو باز کنم!الانه خودمو از بالای وبلاگم پرت می کنم پایین هااااااااا!
پینوش ۲:گوش مروارید جونم!نمی تونم وبلاگتو باز کنم!از همن جا تولدتو بهت تبریک می گم و امیدوارم سالیان سال در کنار عشقت به خوبی و سلامتی زندگی کنی!بدون که خیلی دوست دارم!خیلی خیلی مهربونم!
بعدن نوش:ای جان!چرم مش*هد و بانک اقتصاد* نوین هم بهم تولدمو تبریک گفته بیدن!
نینای نای نینای نای
نینای نا نینای نای
نینای نای نینای نای
تفلد تفلد تفلدم مبارک!مبارک مبارک!تفلدم مبارک!
هیچ کی یادش نیس،نینای نا نینای نای
ممو امروز تهنائه نینای نا نینای نای
بیا لی لی رو ناز کن! نینای نا نینای نای
ابو امروز پیشم نیس !نینای نا نینای نای
دونه می گف مارو شام ببر بیرون! نینای نا نینای نای
منم گفتم عُمرن!!نینای نا نینای نای
امسال خیلی استثنائه! نینای نا نینای نای
چون من امسال چندمین سالیه که متاهلم! نینای نا نینای نای
من امروز با ابو قهرم!نینای نا نینای نای
اگه گفتین من چن سالم می شه؟به جز بهاره ،پیتی ،طنین ،هلی و گلدونه و فک و فامیلا و اونایی که من دیدمشون،(دیگه کسی نموند که!) هر کی دُرُس بگه،اگه دختر باشه یه ماچ گنده نه!یه جاییزه پیش من داره!