-
کابوس!!
سهشنبه 3 آبان 1390 09:37
یعنی کابوس بدتر از این نمی شد!!! دیشب خواب دیدم یکی که ازش خیلی متنفرم و حالم از ریختش به هم می خوره،و اگه ببینمش از 10 فرسخی در می رم و سایه شو با تیر می زنم،اومده شرکت ما مصاحبه واسه استخدام!! تو خواب،رفتم پیش مدیرمون و در کمال ناباوری کاری رو که هرگز تو بیداری نکردم و نخواهم کرد!!انجام دادم! رفتم زیر آبشو زدم که یه...
-
غذایی به اسم گولاش
دوشنبه 2 آبان 1390 09:18
خوب!بعد از مدتها الوعده وفا!قابل توجه هلی...یادته از پارسال می خواستم دستور این غذا رو که روز مهمونی براتون درست کردم،تو وبلاگ بزارم؟به سال کشید مادر!!! این یه نوع غذای روسیه که با یه کم تغییرات خوشمزه تر می شه... رو بقیه ش کلیک کنید برای مواد لازم و طرز تهیه! مواد لازم: کالباس مرغ یا گوشت 300 گرم پیاز:2 عدد بزرگ یا...
-
شبی به رنگ عسل...
شنبه 30 مهر 1390 09:04
امروز دقیقن روزیه که من و تو برای همیشه یکی شدیم... زیر یه سقف...زیر یه آسمون...توی یه شهر بزرگ...پای یه کوه بلند که چهارفصلش زیباترین نقاشی دست خداست و روزها فقط و فقط صدای پرنده های رنگین بال به گوش می رسه و از دور دستها صدای هوهوی باد و به هم خوردن برگهای رنگارنگ درختها گوش نوازه... امروز یه روز معمولی برای بقیه...
-
The Taming of the Shrew
پنجشنبه 28 مهر 1390 10:48
رام کردن زن سرکش،محصول سال 1967 و ساخته فرانکو زفیرلی ه. این فیلم از روی نمایشنامه ویلیام شکسپیر ،که به همین نام ساخته شده... الیزابت تیلر و ریچارد برتون (که مدتی ازدواج کردند و بعد از هم جدا شدند)دو نقش اصلی این فیلمن... بازی الیزابت تیلور چشم بنفش ،بی نظیره و ریچارد برتون خوش تیپ اونقدر تو نقشش خوب جا افتاده،که آدم...
-
همسرم مرا ببخش...
سهشنبه 26 مهر 1390 09:45
عزیزم...می دانم که سرت شلوغ است و وقت سرخاراندن نداری...می دانم که شبها خسته ای و حوصله فک زدن نداری اما من مخت را آنچنان کار می گیرم و با سرعت ۲۲۰ کیلومتر در ثانیه با خود می برمُ که تو بی حال و بی رمق روی کاناپه می افتی و جالب اینجاست که باز هم به رویم لبخند می زنی و سرت را به نشانه تایید حرفهایم تکان می دهی... می...
-
دلشوره...
یکشنبه 24 مهر 1390 09:47
من با این رختایی که دارن تو دلم شسته می شن،چی کار کنم آخه؟؟از دیروز یه سری مورچه و زنبور ریختن تو معده م و با هم جلسه دارن!هی چایی نبات می خورم درست شم،نمی شه... هی سعی می کنم فکرمو منحرف کنم و اینقدر بهش فکر نکنم و مغزم درگیرش نشه!نمی شه! از الان تا دو ماه دیگه ،من رو ویبرم!!!از الان تا دو ماه دیگه بنده باید سماق...
-
بازی سرنوشت...
شنبه 23 مهر 1390 09:27
این پست یه کمی دردناکه...هر کی ناراحت می شه از همینجا برگرده و روی بقیه ش کلیک نکنه چون تو ادامه مطلبه... نمی خوام اول هفته تون رو خراب کنم اما اینو از این جهت نوشتم که به خودم یادآوری کنم که زندگی چقدر بی ارزشه...! بعضی وقتا زندگی یه بلاهایی سر آدما می اره و همچین همه چیز رو در هم می پیچه که بشر انگشت به دهن می مونه!...
-
دو بال کوچک
چهارشنبه 20 مهر 1390 09:30
خدایا تا پروانه شدن چقدر راهه؟؟ بالاخره می خوای بهم دو تا بال کوچیک بدی تا بپرم یا نه؟؟می دونم که خیلی پر توقعم...می دونم تا حالا ازت هر چی خواستم دو دستی تقدیمم کردی!! اما این دفعه می خوام بپرم برم اون دور دورا!!برم تا دست هیچ بدخواهی بهم نرسه...دو تا بال رنگی می خوام...می خوام نًخًم رو رو بکشی ببری اون بالا...
-
درهای روحم...
سهشنبه 19 مهر 1390 09:00
یک کار خیلی مهم دارم...مهمٍ مهم!!آنقدر مهم که ممکن است نقطه تحول زندگیم شود... خیلی وقت است که روی دستم مانده است و از فاصله های دور،از میان سیمهای رنگ و وارنگ لپ تاپم...از میان هزارن کلمه و پاراگراف و لحظات شیرین غرق شدن در تب و تاب یک سرنوشت صدایم می کند... اما انگار درهای روحم را بسته اند...حتی دلم نمی خواد به او...
-
بیسکوییت پزون!
دوشنبه 18 مهر 1390 08:56
این نوع شیرینی که الان مواد اولیه شو ملاحظه می کنید!از بیسکوییت پتی بور درست شده... خیلی خوشمزه ست و نیازی به فر و مایکروفر هم نداره... راستشو بخواین چون خیلی وقت پیش یعنی برای عید 90 برای پذیرایی از مهمونا درستش کردم،یادم نمی آد دستورشو از کجا برداشتم و چه جوری درستش کردم... فقط یادمه از کره و بیسکوییت کاکائویی پتی...
-
دستان سگی!!
شنبه 16 مهر 1390 08:45
Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 هر موقع من خواستم آرایشگاهمو عوض کنم یا به خاطر سهولت کار خودم ،یه جایی برم که نزدیکم باشه و زیادی شلوغ نباشه و کارش هم خوب باشه،به در بسته می خورم!یعنی باز دوباره باید برگردم پیش آرایشگر خودم که طرف خونه دونه ست یا آرایشگر دم خونه م که تا...
-
Head in the Clouds
پنجشنبه 14 مهر 1390 08:58
فیلم سر در ابرها ،به کارگردانی جان دوگان ،محصول سال 2004 هالیووده.این فیلم به زندگی دو عاشقی می پردازه که در دهه 1930 زندگی می کنن و عشقشون دستخوش جریانات سیاسی اون زمان می شه. شارلیز ترون در این فیلم نقش گیلد ا رو بازی می کنه و نامزد واقعیش(خارج از غیلم) استوارت تاونسند ،در نقش گای که یک دانشجوی بورسیه سال اول...
-
لجباز!
چهارشنبه 13 مهر 1390 09:55
-
عطر سیر
یکشنبه 10 مهر 1390 11:33
دستهایم بوی سیر می دهد... وقتی کش سیاه دور دوزی شده طلایی پشت سرم را باز می کنم،بوی سیر بینی ام را پر می کند... نمی دانم امروز منی که لب به سیر نمی زدم،چطور با آن رنده لعنتی به جان سیرهای خفته در سبد فلزی کنار اجاق گاز افتادم؟ یک خاطره...یک عکس و شاید رنگ یک مرگ... بوی سیر می دهد... شاید...تصویر یک خواب...یا خاطره ای...
-
یک بغل گل سرخ
شنبه 9 مهر 1390 09:00
من خواب دیدن رو خیلی دوست دارم و نظرم اینه که اگه به نکته هایی که تو خواب به چشم می آد،دقت کنیم می تونیم رو زندگیمون تاثیر بزاریم و کم و بیش از اتفاقات و سیرت آدمهایی که بعدها تو زندگیمون می آن و یا الان تو زندگیمون هستن،خبردار بشیم. خیلی برام پیش اومده که تونستم،اتفاقات زندگیم رو با خوابهام ربط بدم.یعنی وقتی خوابی...
-
Top 10
پنجشنبه 7 مهر 1390 09:06
اینجا رو دیدین؟؟ نمی دونم کدوم خواننده مهربونی لینک پست هورمونهای زنانه رو تو وبلاگ جوگیریات معرفی کرده و این پست جز 10 تای اول شده... هرکی بوده،دستش درد نکنه و دمش خیلی خیلی گرم!
-
گم گشتگی پاییزی...
چهارشنبه 6 مهر 1390 11:57
ای خدا!! چرا من امسال پاییز رو حس نمی کنم؟؟چرا دلهره ندارم دیگه؟چرا غمم نمی آد؟چرا حس نمی کنم مهر شده و برگ درختای زرد روی روحم و حس شاعرونگیم تاثیر گذار نیست؟چرا منو برانگیخته و عاشق نمی کنه؟ آخه هر سال پاییز که می اومد،همچین دلهره داشتم و از اول مهر می ترسیدم که نگو!!انگار همون 7 صبح باید مانتو شلوار مخصوص رو بپوشم...
-
کوفته لوبیا سبز
سهشنبه 5 مهر 1390 10:49
دوباره من افتادم تو دور آشپزی... البته اینم بگم که وقتی از همه چیز و همه کس تو دنیا نا امید و ناراحت می شم٬ یا یه چیزی خیلی به روحم فشار می آره،این آشپزیه که بهم آرامش می ده و پختن یه غذای جدید٬ می تونه آرومم کنه... دستور این کوفته خیلی خوشمزه رو از لینک خانم زهرا عرفانی همون سایت 101 رسپی در آوردم... اگه از مزه لوبیا...
-
شکافتن پوسته وبلاگستان در لج درآور ترین پست!
یکشنبه 3 مهر 1390 14:10
یه سوالی ازتون داشتم...قول بدین رک و روراست جواب بدین و اما و اگر هم توش نیارین! واقعا انتقادپذیر هستین؟چقدر با خودتون رو راستین؟یعنی اگر عیبی داشته باشین،قبول دارین که اون عیب رو دارین و براش وقت می زارین که تعدیلش کنین یا از بین ببرینش؟ چقدر تا حالا به عیوب ذاتی و اکتسابیتون فکر کردین و تا چه حد سعی کردین درستشون...
-
Cold Mountain
پنجشنبه 31 شهریور 1390 09:24
فیلم کوهستان سرد رو شاید خیلیهاتون دیده باشین و از بازی جود لاو و نیکول کیدمن لذت برده باشین... این فیلم ساخته آنتونی مینجلا و محصول سال 2003 ه.بازی نیکول کیدمن و رنه زلوگر در نقش دو زن که در کوهستانی جنگ زده و سرد با مرگ و گرسنگی دست و پنجه نرم می کنن،واقعا" درخشانه و بیننده رو یاد مبارزه ا سکارلت اوهارا یی می...
-
لقمه مرغ و قارچ
سهشنبه 29 شهریور 1390 09:11
این غذا هم خوشمزه ست و هم شیکه! برای شب سالگرد عقدمون٬این غذا رو درست کردم و حسابی خوشمزه شد...اگه سینه مرغ رو خوب بکوبید طوری که قطرش کمتر بشه٬فوق العاده می شه٬چون هم مرغ زودتر پخته می شه و هم به اندازه کافی ترد می شه!! دستورش رو هم طبق معمول از مطبخ رویا جون در آوردم... این سینه های مرغه که دارن جیلیز ویلیز می...
-
وقتی که هورمونهای زنانه قاط می زنند!
یکشنبه 27 شهریور 1390 09:16
اوه اوه! به گمانم منشاء یکی از مشکلات اساسی بشریت و زنیت از همین قاط زدن هورمونها باشد... وقتی که این هورمونهای کوفتی بالا و پایین می شوند و آن دوره لعنتی در شرف شروع شدن است،زمین و زمان به هم دوخته می شوند و گویی طاق نیلوفری سیاه می شود!! انگار وقتی نزدیکش می شود،زندگی بر سرت آوار است...هیچ چیز خوشحالت نمی کند!نه...
-
The Magdalene Sisters
پنجشنبه 24 شهریور 1390 09:01
خواهران مگدالین فیلم نیمه مستندی ست که در مورد ندامتگاه(جایی مثل کلیسا) دختران تینیجر ایرلندی در سال 2002 ساخته شده.هنرپیشه های این فیلم ناشناس و آماتور هستند و هر کدوم به نوعی گرفتار قهر خانواده ها شدن.رفتار راهبه ها در این ندامتگاه با دخترها خشونت آمیزه و اکثر دخترهای اونجا مورد سو استفاده احساسی و جن*سی قرار گرفته...
-
بیفتک با گوشت چرخ کرده
سهشنبه 22 شهریور 1390 11:36
والا!این کار بیرون و خونه و فوق برنامه های جور واجور هر روز!!به طور همزمان، دست و پای منو بسته...!به خاطر همینه نمی رسم زیاد از غذاهایی که می پزم،عکس بندازم و تو وبلاگ دوستان کمرنگم... از اونجایی که تو خصوصی و عمومی تقاضا برای آشپزی ممو،زیاد بود،گفتم بیام عکس این بیفتک خوشمزه رو آپلود کنم که آشپزی نکرده از دنیا نرم!...
-
نوستالژی با طعم کالباس
دوشنبه 21 شهریور 1390 11:00
هر وقت با شنیدن یه حرف یا شنفتن یه بو یا عطر خاص،یاد یه خاطر دور و معمولی نوستالژیک می افتم،همون کاری رو می کنم که تو اون برهه از زمان خوشحالم می کرده و ته دلم قند آب می کرده... مثل الان که بوی پاییز و اول مهر می آد و آفتاب کم رنگ و طلایی شده و من دارم به ساندویچ کالباس مرغم که نونش به خاطر پس دادن آب گوجه فرنگی و...
-
پونه کوهی...
یکشنبه 20 شهریور 1390 09:18
بوی پونه کوهی می دادی عزیز کوچکم... حال این روزها هر وقت که درب فنری جا ادویه سرامیکی را که در آن به جای دارچین و آویشن پونه ریخته ام،باز می کنم،عطر تو در تمام خانه پراکنده می شود ... گویی هستی اینجا!در دستان من...بازیگوش و بی پروا...
-
راننده بهشت...
شنبه 19 شهریور 1390 08:46
طفلکی یه تاکسی زرد قناری داشت..زرد زرد!.پژو بود...وقتی سوارش شدم،خیلی آروم سلام کرد و روز بخیر گفت و مسیرمو دوباره ازم پرسید.عرق از موهای سفیدش چیک چیک می کرد.یه لحظه با خودم فکر کردم: این با این سنش چرا الان باید کار به این پر استرسی داشته باشه و تو خیابونا بگازه و با مسافرای نه چندان خوش اخلاق و طلبکار دهن به دهن...
-
دوست و دشمن...
چهارشنبه 16 شهریور 1390 10:14
یعنی این گفته رو باید با طلا تو مقدمه کتابها و سردر خونه ها بنویسن: داشتن هزار دوست کمه و یک دشمن داشتن بسیار... خیلی وقته یه این نتیجه رسیدم... پینوشت: خانوم سایلنت دامپزشک عزیز...از کمکت یک دنیا ممنونم...
-
کی دامپزشکه؟؟
دوشنبه 14 شهریور 1390 14:41
کسی هست که اینجا رو بخونه اما سایلنت باشه و دانشجوی دامپزشکی باشه یا دکتر دامپزشک باشه؟اگه آره،خواهش می کنم اینجا کامنت بزاره ...تاییدش نمی کنم چند تا سوال ازش داشتم...
-
مموی مادرشوهر!
یکشنبه 13 شهریور 1390 09:16
جون من راست می گین؟منتظر گزارشاتم از سفر و خرگوشا بودین؟آره؟ به عرضتون برسونم که طی یک اقدام انسان-حیوان دوستانه-قهرمانانه شدید٬یه عروس قلنبه پرپشم و سفید طلایی اندازه کف دست٬برای فشنگ خان ابتیاع نمودیم... روز اول که طلا خانوم به حریم آقای خونه٬ وارد شد٬ایشون اصلا؛ خوشش نیومد!یه ذره دورخیز کرد٬ قیافه گرفت٬بو کرد و بعد...