-
شهریور بارانی...
دوشنبه 7 شهریور 1390 08:59
ای جونم بارون!ای جونم شهریور بارونی...ای جونم هوای لطیف پاییزی وسط تابستون!! ای جونم روحیه عاشقونه!!ای جونم تعطیلی آخر هفته و سفر به شهری بین جنگل و ساحل!! ای جونم بارونی خوشگل و بوت بلند و کلاه ست پاپیون دار.... وای چه انرژی مثبتی امروز صبح به پوستم تزریق شد وقتی صدای برخورد بارون ریز ریز به کانال کولر و پنجره اتاق...
-
به دنیا آمدم...
شنبه 5 شهریور 1390 08:45
تو یه روز گرم تابستونی،مورخ 4 شهریور،یه مامان خوشگل که لباس خواب بلند ابریشمی به رنگ اٌخرایی پوشیده بود،با یه شکم برآمده،رفت بیمارستان و یه نوزاد قلنبه و ونگ ونگی به دنیا آورد که تا پیشونیش یه عالمه مو داشت با لبای قرمز!!تو عکسهایی که ازش تو بیمارستان گرفتن،همه ش زبونش بیرون بود!!همه فامیل ریخته بودن اونجا و اون فسقلی...
-
این روزها روزه می گیریم...
پنجشنبه 3 شهریور 1390 09:57
باز این ماه مبارک رمضان آمد و من باز شرمنده تو شدم آخدا! راستش را بخواهی هر رمضان دریغ از رمضان سال پیش!هر سال بدتر از سال قبل!روزه که نمی گیرم هیچ!تازه به جای 3 وعده هر روز ۶ وعده کامل در معده ام می چپانم...انگار که مرض جوع گرفته باشم یا از قحطی کشور زامبیا و سومالی در رفته باشم!!(آخر از هر چیزی منعت کنن،بدتر حریصش...
-
دلم برات خیلی تنگ می شه...
سهشنبه 1 شهریور 1390 09:37
با اینکه ۱۱ روز بیشتر مهمونم نبودی،اونقدر وابسته ت شدم که الان جای خالیت آزارم می ده... خیلی دوست داشتم پنبلی نازم...! به ابو گفته بودم حیوون که می آری،اگه بمیره،اعصابت خورد می شه...اما حرف منو گوش نکرد! عزیز دلم!کاش به خوابی که دیه بودم توجه می کردم...کاش بیشتر مواظبت بودم!کاش حواسم بیشتر جمعت بود!کاش سر کار نمی...
-
به سادگی!!!
یکشنبه 30 مرداد 1390 13:12
یادم باشه که دیگه الکی به هر کسی اعتماد نکنم تا تو هچل نیفتم!!خیلی ساده م...خیلی!!
-
ازدواج...
شنبه 29 مرداد 1390 09:11
حالا تو این هاگیر واگیر من می خوام یه سوال تخصصی،صیاصی،اجتماعی،کنجکاوانه مطرح کنم: خداوکیلی کدوم یکی اگه ازدواج نکنه و تا آخر عمر مجرد بمونه،بیشتر قاط می زنه یا افسرده تر می شه؟ 1-پسر مجرد 2-دختر مجرد؟ می دونین چرا این سوالو پرسیدم!چون دور و برم جدیدا" یه چند تا مورد دیدم که هم زن بودن هم مرد...اما نتونستم اندازه...
-
L*ol*it*a
پنجشنبه 27 مرداد 1390 08:40
این فیلم یکی از بهترینها و شاهکارها در تاریخ سینمای هالیووده که یکبار در سال ۱۹۶۵ توسط استنلی کوبریک کارگردانی شده و بار دیگه توسط آدریان لین ٬کارگردان معروف و غول سینمای آ*مر*یکا ساخته شده و محصول سال 1997 ه .این فیلم از روی رمانی به همین نام که نوشته ولادیمیر ناباکف(یک نویسنده اشرافی روسی الاصل)ه٬ ساخته شده... جرمی...
-
آدمها...(برای من...)
چهارشنبه 26 مرداد 1390 11:04
-
مهمونای ناخونده!!
سهشنبه 25 مرداد 1390 09:52
۵ شنبه هفته پیش،بنده ساعت 4 بعدازظهر تو یه خواب عمیق واسه خودم غلت می زدم و خواب دریا و کوه و دشت می دیدم که ابو خان زنگ زدن...کورمال کورمال و چهار دست و پا درب رو باز کردم و دوباره دوییدم طرف تخت تو اتاق خواب تا مبادا خوابم حروم شه... یه دفعه شنیدم که ابو می گه:دو تا مهمون داریم...!پشت درن! با بی میلی گفتم:اگه...
-
و فراموشی خاک...
دوشنبه 24 مرداد 1390 08:52
هه...آخرین یادگاری ات را هم دیروز به هنگام غروب آفتاب، به خاک سپردم...مهم نیست که می دانی یا نه!
-
خاطره آخر(پاراچوتینگ در بچ پارک منطقه لارا)
شنبه 22 مرداد 1390 08:46
بازم می خوایم بریم سفر!کوله هاتون رو بردارین که این آخرین خاطره از آنتالیاست... البته ما رفتینگ تو رودخونه هم رفتیم اما چون همه ش تو آب بودیم و دوربین خیس می شد،عکسی ازش ندارم و فقط فیلم و عکسی رو دارم که همونجا در حین موج سواری ازمون گرفتن... اینجا ساحل دایدو تو منطقه بچ پارکه که نزدیک هتلمون بود و با دٌلموش حدود 20...
-
خودی خودم!
چهارشنبه 19 مرداد 1390 08:58
یعنی من عاشقتم خودشیفته جان!!اصلا" دچارتم ناجور!!می دانی چرا؟چون چندین ماه متمادی ست که به خاطر یک عده اوشکولٍ مًنگ که معلوم نیست از کدام بٌته ای به عمل آمده اند!!درب نظردانیت را روی دماغ ما آنچنان به هم کوبیده ای و بسته ای،که آدم وقتی بعد از خواندن پستهایت ،از حرف می میرد و می خواهد آن را در قالب کلمات برایت...
-
سه ساله می شود این گوشه دنج...
دوشنبه 17 مرداد 1390 08:41
می دونم که بر عکس سالهای پیش ممکنه امسال یادش نیاد که 17 مرداد چه تاریخیه و چه روز سرنوشت سازی برای هر دو مون بوده... برای همین سر راهم، پایین خیابون بلند و سرسبز همیشگی،یه راست می رم تو تره بار خوشبو و خوشرنگ و یه بغل قارچ و فلفل دلمه ای رنگی می خرم...بوی تره فرنگی و پیازچه تازه به همراه عطر فلفلهای قرمز،مستم می...
-
تبریک...
یکشنبه 16 مرداد 1390 12:54
باورم نمی شه...تبریک می گم بهت دوستم...خیلی برات خوشحال شدم...خیلی...
-
مراکز خرید در آنتالیا
شنبه 15 مرداد 1390 08:37
خوب...قول داده بودم از مراکز خرید هم بگم...زنبیل ممبیل و ساکای خریدتونو بردارین که می خوایم راهی شیم... اینجا یه مرکز خرید بزرگه که نزدیک ترا سیتی تو لاراست...البته یه رستوران شیک هم داره... جنسهای این فروشگاه،مدل "یکی بخر ،دو تا ببر" بود...و الحق که کیف و کفشای شیکی داشت...قیمتهاش به نسبت اینکه برند ترک...
-
Stigmata
پنجشنبه 13 مرداد 1390 08:29
استیگمتا یا همون زخمهای عیسی مسیح عنوان یک فیلم خاصه به کارگردانی روپرت واینرایت و محصول سال 1999 ه. پاتریشیا آرکت ،بازیگر نقش اصلی این فیلمه که یه زن جوون آرایشگره که مٌلحده و به خدا اعتقادی نداره!اون بعد از خوندن یه دعای مخصوص که بین کاتولیکها به روزاری معروفه،دچار این زخمها می شه...زخمهای عمیقی که روی بدنش تو...
-
ب مثل بودن...
سهشنبه 11 مرداد 1390 08:41
امسال بازم می خوایم مهمون خدا بشیم...خدایی که هست اما بعضی وقتها بودنش خیلی کمرنگه... بیاین دستامون رو بالا بگیریم و با هم دعا کنیم که امسال سالی پر از فراوونی و نعمت باشه! بیاین با هم دعا کنیم عدالت فقط تو قصه ها نباشه... بیاین به خدا بگیم این همه آدمو تو این سرزمین به حال خودشون رها نکنه... بیاین از خدا بخوایم که...
-
بازار قدیمی و اسکله قایقهای کوچک
دوشنبه 10 مرداد 1390 08:47
این عکس رو قبلا" دیدید...اینجا سمت چپ نماد میدون جمهوریته که پایینش بازار قدیمی و اسکله قایقهای کوچیکه...و غضنفری که بلیط رفتینگ و بالن می فروشه... برای بقیه عکسها رو کلمه ؛بقیه ش؛ کلیک کنید... اینجا پله های بازاره... و اینجا هم پایین بازاره...که همونطور که قبلا" گفتم جنساش زیاد تعریفی نداشت. اینجا اسکله ست...
-
زلال که باشی...
یکشنبه 9 مرداد 1390 08:51
می دونین آدم باید صاف باشه مثل اشک چشم٬ مثل یه تیکه ابر...باید زلال باشه تا براش خوب پیش بیاد و به خوشبختی برسه... قلبهای سیاه هرگز به نتیجه و خوشبختی نمی رسن!ممکنه در وهله اول ظاهرا؛ به همه چیز برسن و خر مراد رو سوار باشن و آدمای اطرافشونو برنجونن و براشون هیچ مشکلی پیش نیاد اما بعدها یه جایی تو زندگی خدا چنان گره ای...
-
موبیدیک!بزرگترین کشتی تفریحی کٍمٍر
شنبه 8 مرداد 1390 08:39
بار و بندیلتونو ببندین که داریم می ریم رو کشتی... قبل هر چیز بریم سر اصل مطلب که همون موبیدیک جون خودمون باشه! اینجا اسکله ایه که کشتیهای مختلف تفریحی کناره می گیرین و مسافرها رو سوار می کنن و حدود ۵ تا ۶ ساعت٬ روی دریا می گردونن و همه روی عرشه می رقصن و می خورن و خلاصه حالی به حولی... می بینین؟این کشتی رو شبیه کشتی...
-
مرکز شهر و میدان جمهوریت
چهارشنبه 5 مرداد 1390 09:38
خوب...امروز بیاین با هم بریم مرکز شهر... اینجا میدان جمهوریته که مرکز آژانسهای توریستی و تهیه بلیط کشتیهای تفریحی و رافتینگه!یکی اینجا بود به نام غضنفر!! که تمام بلیطها رو می فروخت با قیمت مناسب... برای ادامه عکسها رو ؛بقیه ش؛ کلیک کنین... اینجا کنار برج ساعته میدونه... اینجا هم پایین میدون جمهوریته که اصطلاحا؛ بهش می...
-
آکوآ پارک(پارک آبی آنتالیا)
سهشنبه 4 مرداد 1390 11:13
الان که دارم براتون از این پارک می نویسم،ذوقم داره می ترکه... کله صبح شنبه هفته پیش با وجود خستگی مفرطی که شب پیشش داشتیم از جا بلند شدیم و ساکامون رو بستیم و با دٌلموش،راهی پارک آبی شدیم که نزدیک هتل ددمان و بعد از ترا سیتی تو منطقه لارا بود... اینجا رو با تور نرفتیم...چون قیمت ترانسفر و ناهار و ورودی پارک روی هم...
-
سفر به آنتالیا(نگین کشور ترکیه)
شنبه 1 مرداد 1390 08:41
به به!باد آمد و بوی وبلاگ و دوستای وبلاگی آورد... اول از همه خواننده های گلم،به خاطر اینکه به من رای دادن و اینجا بین 3700 وبلاگ حائز رتبه عالی و جز 25 نفر اول شدم ،تشکر می کنم...هر چند که حق خیلیهای دیگه هم بود که رتبه بیارن و ...هیچی ولش کن! غرض از غیبت کبری این دفعه ،سفر به آنتالیا بود که خدارو شکر به بهترین نحو...
-
وبلاگ برتر!!
سهشنبه 21 تیر 1390 09:39
برام کامنت گذاشتن که جز وبلاگهای برتر شدم...اما... من که نمی تونم شرکت کنم!نیستم! سال پیش که نصفه تو جشنشون شرکت کردم و یه عروسی مهم داشتیم و به جوایز و لوح تقدیر نرسیدم و هول هولی لوحمو از خانم پولادزاده گرفتم و رفتم آرایشگاه(یادتونه که!!)...امسال هم که اینطوری شد! اصلا" مثل اینکه این پرشین بلاگ با من لجه!!تا من...
-
رولت کالباس
یکشنبه 19 تیر 1390 09:27
می دونین چیه!من برای اینکه دٌز خوشمزگی و محبوبیت دستپختمو اندازه گیری کنم ُ هر غذای جدیدی رو اول یه دور روی ابو و همکاراش امتحان می کنم... همکارای ابو زیادن و اکثرشون عزب اوغلین!!واسه همین غذاهای جدید سر کار نمی برن!نهایتا؛ یه پلو خورش یا کباب..!که همه ش تکراریه...اگه اونا اوکی دادن و از غذا یا دسر خوششون اومد دفعه...
-
و ستاره اش درخشید...
شنبه 18 تیر 1390 08:42
این زن رو می شناسین؟شاید بگین نه!و شاید هم اکثرتون در موردش شنیده باشین! اسم این زن سوزان بویل ه و تو یکی از دهاتهای اسکاتلند به دنیا اومده.وقتی تو برنامه British Got talents سال 2009 شرکت کرد،47 ساله بود،با ابروهای کلفت و ده من سیبیل!لباس و قیافه ش تعریفی نداشت و وقتی به سایمون(داور معروف برنامه American Ideal ) گفت...
-
Last Night
پنجشنبه 16 تیر 1390 09:18
فیلم شب گذ*شته یا همون لست نایت ٬ ساخته مسی تاجدین ( کارگردان و سناریست ایرانی-آمریکایی که متولد سال ۵۷ تهرانه) و محصول سال ۲۰۱۰ ه. بازی کیرا نایتلی و سم وارتینگتون و اوا مندس ُ روون و خوبه اما کارگردانی بعضی از صحنه های فیلم یه کم ضعیفه!موضوع فیلم جذابه اما بعضی جاها باید کمی تامل کرد... این فیلم داستان زندگی جوآنا و...
-
سیم+سیم=جرقه!
سهشنبه 14 تیر 1390 12:40
یه موقعهایی چقدر سخته جور کردن یه قضیه! هی اینور قضیه رو می گیری،یه ور دیگه در می ره،اون سرشو می گیری،یه سر دیگه ش می پره! مثل دو سر سیم که لٌختن و می خوای به هم پیوندشون بدی تا جرقه بزنن و برق به جریان بیفته!اما نمی افته!چون یه سیم کوتاهه و اون سر دیگه داغونه و نارسانا!حالا خدا کنه درست جرقه بزنه که حداقل جزغاله مون...
-
دال...
دوشنبه 13 تیر 1390 09:42
این تیرماه گرم چقدر بلا سر احساس آدم می آورد!! دلم هندوانه یخ می خواهد... آه...کجایی ای فواره دور تنهایی من؟
-
کیک پرتقالی
یکشنبه 12 تیر 1390 08:54
جونم براتون بگه این کیک هم مزه پرتغال می ده هم رنگ لیمویی خوشرنگی می شه... اگه تمام اندازه ها رو رعایت کنین هم نرم می شه و هم اسفنجی...منتهی من چون شیرینی زیاد دوست ندارم شکرش رو حدود ۱/۳ کم کردم... برای ابو واسه دسر ناهارش چند تیکه ش رو گذاشتم و همه ریخته بودن سرش و نذاشتن به خودش برسه و سرش بی کلاه مونده بود! دستورش...