لذت یعنی حس روزی که دخترکت سوپش رو تا آخر خورده و حسابی دست و صورتش رو کثیف کرده و تو روروئکش نشسته تا تو بری تر و تمیزش کنی و لباسهاش رو عوض کنی.
وقتی صورت خیس از سوپ و برنجش رو با حظ می بوسی و بغلش می کنی،بهت می چسبه و از ته دل می خنده و دست و پا می زنه.
دست و صورتش که تمیز شد،آهسته رو تخت می خوابونیش و پوشکش رو عوض می کنی...
یه لحظه بعد ویرت می گیره بری لوسیون بدنش رو بیاری و در حین تعویض لباس یه کم ماساژش بدی.
لوسیون رو که روی بدن کوچک و سفیدش می ریزی،دست و پا می زنه و غنج می ره...
می دونی چی شیرینتره؟اینکه این آهنگ رو رو تبلت ،کنار گوشش پلی کنی(البته تبلت رو باید از دستش قایم کنی زیر بالش!! وگرنه ول کن نیست!)بعد با لوسیون تمام تن و بدن ظریفش رو ماساژ بدی ...
اونوقت وقتی چشمای قشنگش به خواب نشست،آروم موهای نرمش رو ببوسی و بوی بدنش رو تا به آخر به مشام بکشی.
عزیزه دلم بهتریه لحظه ها به کامت باشه .
به عشقم بگو خاله عاشقته
مرسی مجی جونم...کم پیدایی ها!
خیلی قشنگ بود ولی ای کاش پسر منم همین جور می نشست تا سوپش رو بدم و لوسیون بمالم به بدنش!! اینقدر از اولش مقاومت میکرد که هیچ وقت نتونستم درست و حسابی ماساژش بدم
....... اونقدر باید تبلیغ مولفیکس و مای بیبی ببینه و حواسش پرت شه تا ۲ قاشق سوپ بخوره!! تازه اونم له له!! من نمیدونم از کی دیگه باید بهش غذا بدم؟!؟؟! راستی دخترت تو بلعیدن مشکلی نداره؟ یعنی برنج و هویج و اینارو همینطوری میدی یا میکس میکنی؟؟ آیدین فقط سوپ میخوره اونم باید کاملاْ میکس شده باشه وگرنه گیر می کنه تو گلوش!!!!! آخه اصلاْ نمی جوه غذا رو! ماشالله ۶ تا هم دندون گنده داره!!
سوپشم که
ای آیدین بلا!! من کاملا میکس می کنم که له له بشه! اما دونه برنج جویدنم بلده.یعنی نون سنگک که بهش می دم،خیلی راحت با اون لثه های بی دندونش می جوه می ره پایین!
عزیزمم خدا حفظش کنه چه قدر مثل همیشه قشنگ توصیفش کرده بودید این متن فقط یه چیزش کم بود اونم یه عکس شیرین از دخترت در همین حالتی که توضیح داده بودی
مرسی عزیزم...اونم به چشم...
دیوونم کردی که...
عزیزی...
وای عکسشو دیدم تو فیس بوق! داشتم می مردم براش.. عکسی که تو رستوران انداختین.. وووووووووووی! من کی بیام ببینمش؟؟؟؟
عزیزمی...هر موقع که دوست داشتی دوستم! جدی می گم!
چقدر زیبا توصیف می کنی.آدم رو به هوس بچه دار شدن میندازی
من یعنی همیشه تو خماری یه دونه عکس آخر پستای این مدلیت میمونم
خو این دخترت منو کشته مخصوصا با اون تل موهایی که به سرش می زنی
یه بوس محکمش کن از طرف من
قربونت برم...تو که اونور می بینیش خواهرررر!
گل گفتی ممو جان
من تا وقتی نازگل نتونست دقیقا قاشق رو دست بگیره و تمیز بخوره خودم بهش غذا دادم. اعصاب خرابکاری و کثیف کردن زندگی رو نداشتم:دی
منم این روزا با شیرین زبونیش کیف میکنم. با اینکه دو هفته پیش امپول زده اما هنوز وقتی میشورمش میگه "اینداس میسوسه" یعنی اینجام میسوزه:)))))))))))
ای جونم! اینداس!! عسلی!!
خدایش غذا خوردن کامل بچه ها لذتی بی اندازه داره
حتی اگه همه زندگیت کثیف بشه
اوهوممم...خیلی...
چقدر خوب توصیف کردین.
خدا حفظش کنه.
ممنون عزیزم..
اخییییییییییییی

منم بچه میخوام خب

عییییییی جچااااانم به این همه احساس ناااب
عزیزی...
واقعا همینطوره که میگیییییی
من رفتم عکسهای دخملی رو تو اف بی دیدم ماشاللا به جونش
گفتم منو نمیشناسی و جز فرندات نیستم لایک نکردم و کامنت نزاشتم ولی همش لایک داشت این موش موشی
قربونت برم شیده جان...ما که خیلی وقته عکس نیکان جیگری رو ندیدیم...
asheghetam sar shar az zendegie man , madare sabooro binazir, asheghetam va lezat bakhshe khondanet