ما از یک سفر 5 روزه برگشتیم...
سفر به کجا؟بعله!سفر به شهر شیوخ ادب و هنر:حافظ و سعدی،تخت جمشید و نقش رستم: شیـــــــــراز!
همه چیز خیلی خوب بود و خیلی هم خوش گذشت.
هتلمون رسیدگیش خیلی خوب بود.صبحانه هاش!! و غذاهاش هم عالی بود.
گشتهای شهریمونم به موقع و سریع بود.تاخیر نداشت اصلا.سر موقع می آمدن دنبالمون و سر موقع برمون می گردوندن هتل!
همه چیز به جا بود و خریدمون هم به جاش!
می گفتن های سیزن سفر به شیراز اردیبهشته و ما هم اردی جان را برای سفر به این شهر انتخاب کردیم که انصافا" خیلی خوب بود و هوا بهاری و کمی هم گرم بود.عطر بهار نارنج هم تو باغهایی که ازشون دیدن کردیم،مستمون می کرد.
انقدر توریست تو این شهر بود که دیگه جا برای ماها نبود!یعنی تو این شهر از اصفهان هم بیشتر توریست دیدیم .عمدتا از ایتالیا و آلمان و اروپای شرقی بودن.
دونه برنج جانمان هم اصلا اذیت نکرد!تازه خوششم اومده بود...تو آغوشی غش کرده بود و اینور و اونورو با کنجکاوی نگاه می کرد و حسابی برامون آواز می خوند و دست دستی می کرد و حرف می زد!
خوب بریم سر عکسها و توضیخات سفر...
عمارت باغ ارم که در دوران ناصرالدین شاه ،بسیار مورد استفاده بوده و ناصرالدین شاه توش حسابی خوش می گذرونده.
برای دیدن بقیه عکسها رو بقیه ش کلیک کنید...
لاله های واژگون زیبای باغ ارم...شکوفه های انار که خیلی مورد توجه توریستها بود و تیک و تیک ازش عکس می نداختن.
مقبره خاجوی کرمانی که سفرهای بسیاری کرده بود و از کرمان به شیراز می یاد و همونجا می میره و اینجا دفنش می کنن.
باغ جهان نمای زیبا...
به به حافظیه زیبا...تفعلی هم زدیم به کتاب شیخ اجل و این مصرع آمد:
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید...
مقبره حافظ شیرازی...
خلاصه اونجا هم دست از سر کتابفروشیها بر نمی داشتم و بالاخره یه چرخی هر چند کوتاه توشون می زدم!!
دروازه قرآن که حدود 50 سال پیش چند جز قرآن روی سنگهای چند منی نوشته شد و بر سر درش آویخته شد و بعد به یکی از موزه های خارجی اهدا شد.
موزه نارنجستان...
عمارت نارنجستان و قلمکاریهای بی نظیرش...
تالار آینه...
تخت جمشید پر عظمت...کوروش بزرگ فاتح سه دریای دنیا...
چقدر فرهنگ ما غنی ه و ما قدرش رو نمی دونیم و با پایین ترین سطح فکری آلوده ش می کنیم.
حیف تخت جمشید که جالا ویرونه ای بیش ازش نمونده!
نقش رستم...
خانه زینت الملوک قوامی از نوادگان حاج ابراهیم خان کلانتر که الان موزه شده.اجازه عکس برداری نداشتیم وگرنه کلی خاطره داشت برامون.
مجسمه هایی از موم که تندیس تمام پادشاههای سلسله ها رو ساخته بودن و اونجا گذاشته بودن.تندیسهایی از کوروش،آتوسا،نصرالله مردانی،لطفعلی خان زند،محمد خان قاجار و...که بسیار بسیار طبیعی بود.چشماشون انقدر طبیعی و زیبا طراحی شده بود که انگاری داشتن نگاهت می کردن.
این هم یک نما از حیاط این خانه...
رستوران هفت خوان که غذای بسیار عالی داشت.5 طبقه بود با سبکهای مختلف که ما طبقه دوم رفتیم: رستوران بین الملل.غذاش حرف نداشت! 2 تا عکس هم انداختیم که همونجا زدن رو شاسی و تحویلمون دادن!
غذهایی که سفارش دادیم:
خوراک میگو و شیشلیک...سالاد سزار و سیب زمینی تنوری...
آب نمای بیرون رستوران.
بازار وکیل...
و بالاخره بازدید از حمام وکیل که خیلی بهمون چسبید و حسن ختام سفرمون بود.
خنک بود و جالب....مجسمه های مومی هم که دیگه حرف نداشتن!
تمثیلی از مراسم حنابندونی که تو حمام برای دخترانی که در شرف ازدواج بودن می گرفتن.
یاد کتاب بخت طوبی افتادم!!
و یک عدد دونه برنج گل به سر، آرمیده در آغوشی...
حذف شد...
شیراز نوشت:از این سفر خیلی لذت بردم چون از نزدیک به غنی بودن فرهنگ و تمدن کشورمون پی بردم و احترامم برای ادب و هنر و تاریخمون صدها مرتبه بیشتر شد.شیراز واقعا شهر ادب و هنره...!
هوا هم کمی ابری و گرم بود اما باز می ارزید.
مردمان شیرازی هم خیلی خونگرم و آروم بودن! یعنی دو سه جا طلافروشی و لباس فروشی رفتیم موقعیتهایی رو دیدیم که اگه تو تهران بود،دو طرف با هم دست به یقه می شدن و دعوا می شد بدجور!! اما اونا خیلی آروم برای هم توضیح دادن و بعد هم صحنه رو ترک کردن!!!
خیلی چیزها هم نصف قیمت تهران بود...ما که نخریدیم! اما قیمت صیفی جات اونجا کجا و تهران کجا؟؟واقعا شیراز شهر ارزون و مناسبیه...
تخت جمشید نوشت:تا تخت جمشید رو از نزدیک نبینید متوجه نمی شید،کوروش و داریوش کی بودن و چی کار کردن!واقعا تو تصور آدم نمی گنجه که تو دورانی که فکر کردن بهش هم وقت و حوصله خاص می خواد، یه عده آدم بدون امکانات امروزی چه بناهایی رو ساختن و تراشیدن و ظریفکاری کردن...چه دستها و انگشتان هنرمندی هنر ایرانی بودن رو به فرهنگ این کشور هدیه کردن و چقدر زحمت کشیدن تا ایران بزرگی که الان فقط یه تیکه ش از اون سرزمین پهناور به جا مونده،آباد بشه و تو اذهان به عنوان منبع عظیمی از تمدن به ثبت برسه...
سوغات نوشت:یه سری صنایع دستی بسیار زیبا اعم از رومیزی ، روفرشی ،مجسمه و ظروف خریدیم که آوردنش واقعا کار حضرت فیل بود!! تو فرودگاه هم چند جور عرقیجات بهارنارنج و عصاره خریدیم که وقتی باهاش شربت خنک درست می کنیم،عطرش بینظیره...
جوجه برنج نوشت:تو راه رفت ،تو هواپیما جوجه برنج مثل یه لیدی واقعی رفتار کرد واقعا!! ماه!! آروم شیرش رو خورد و خوابید تا رسیدیم! اما چشمتون روز بد نبینه!تو راه برگشت عین یک ساعت رو تو هواپیما جیغ زد! خانوم داشتن دندون در می آوردن و خارش لثه شون اذیتشون می کرد...مخ همه رو ترکوند بچه م! بچه های دیگه هم بودن که همه پسر بودن!با تعجب زل زده بودن به دخترک ما که داره هواپیمایی رو با جیغهای خودش اباد می کنه!!
وقتی هم رسیدیم فرودگاه دیدیم بله! دندون سوم فسقلیمون نیش زده بیرون به سلامتی...چشم نخوره!! ای جونم!
وقتی هواپیما نشست همه دنبالش می گشتن ببینن این کیه اینقدر شلوغ می کرده،بعد که دیدنش اول یه دور همه بچه رو چلوندن بعد هم حسابی خندیدن چون فکر می کردن بزرگتر ازین حرفا باشه...
خلاصه حواستون باشه اگه خواستین برید مسافرت و یه نی نی فسقلی دارین،حتما چک کنید که یه وقت پروازتون با دندون در آوردنش تداخل نداشته باشه!!
این هم از سفرنامه شیراز اردیبهشتی سال 93...
وایییییییییییییییی چه عالییییییییییییییییی
ممو جون با تور رفتین خیلی دلم میخواد برم همسری هر امروز فردا میکنههههههه
اگه با تور رفتین میشه شرایطش رو بهم بگی
خدایشش با این همه بناهای زیبا و به یاد موندی و اینمهمه اثر تاریخی نمیدونم چرا اینجوری شدیم
شرایط خاصی نداشت غزل جان! همه آژانسهای هواپیمایی زنگ بزنی تور داخلی دارن...منتهی باید قیمتها دستت بیاد.
آخ گفتی شیراز!! نمی دونم می دونی یا نه؟ من خودم شیرازی نیستم ولی شوهرم یک شیرازی اصیله! یعنی خانواده پدر و مادرش جد اندر جد مال خود شیرازن! مخصوصاً مادرش که از خانواده های سرشناس اونجاست! از وقتی که ازدواج کردم یه تعصب خاصی به شیراز پیدا کردم!!
هر کی تعریف می کنه کلی ذوق می کنم! بیشتر این جاهایی که رفته بودی منم رفتم: حافظیه، تخت جمشید، نقش رستم، باغ جهان نما، باغ ارم، حمام وکیل،رستوران هفت خوان و ...
اتفاقاً عید هم 3-4 روزه رفتیم شیراز و برگشتیم! خدا رو شکر پسر منم اصلاً اذیت نکرد توی راه! ممو خیلی دوس دارم بیای دبی ببینمت
قربونت عزیزم...منم خیلی دوست دارم تو و آیدین رو ببینم...اتفاقا تو برنامه مون هست...جور بشه حتما می یام!
ما هم پارسال اردیبهشت ماه رفتیم شیراز. بنظرم بهترین فصل برای لذت بردن از زیبایی های این شهره... سفرنامه تون رو که میخوندم دقیقا همه خاطرات پارسال میومد تو ذهنم. همه جاهایی که گفتینرو رفتیم ....فقط داخل باغ ارم (داخل ساختمون ) رو داشتن مرمت میکردن و موفق نشدیم ببینیم. نارنجستان فوق العاده است...من هم با دیدن نقش رستم و تخت جمشید دچار غرور شدم و البته کلی هم غصه خوردم که از کجا به کجا رسیدیم...
ماشاا... به این دونه برنج ناز
آره خیلی سفر پر بار و خوبی بود...ممنون عزیزم...
به به . همیشه به سفر. همیشه خوش باشسد. ای جیگر این جوجوتو......

من که خیلی دلم واسه بچه هایی که دندون در میارن میسوزه....
ببین کی اینجاست...کجا بودی تو دختر؟دلم برات تنگیده بود خیلی!
ممنون عزیزم که با این عکسهایی که زحمتش رو کشیدی و اینجا گذاشتی مارو هم شریک لحظات قشنگت کردی.
به به...خیلیم عالی...
همیشه به سفر ایشالا...دندون سومی دونه برنج جان هم مبارک باشه...
ممنونم عزیزم...الان شد چهارتا!
دوست عزیزم بسیار خوشحال شدم از وبلاگت دیدن کردم.خصوصا که با خوندن این مطلب یک گشت و گذاری هم به شیراز زدم.دونه برنج هم بسیار ناز و دوست داشتنیه که خداوند به شما و همسرتون ببخشه.به زورق خیال من هم سر بزنید
ممنون و حتما!
سلام
تو اردیبهشت شهر ما بهشته
باغ عفیف آباد نرفتین؟باغ قشنگیه
عکس بازار وکیل که گذاشتین به اون قسمت که حیاط داره می گن سرای مشیر
فامیل های ما که ایران نیستن هر دفعه می یان از سرای مشیر خرید می کنن می برن
باز هم بیاین شیراز
عزیزم...انقدر این طرف و اونطرف مارو بردن که دیگه مجالی برای عفیف آباد نموند! ما همه ش گشت شهری و تور بودیم...بعد هم اکثر باغات شیراز خیلی شبیه همن...حتما ...
عالی بود .. همیشه به سفرای خوب و خوش
با خوندن این پست یادم به این بیت شعر خواجه افتادکه
خوشا شیراز و وضع بی مثالش
خداوندا نگهدار از زوالش
خانوم همیشه به گردش و سفر...شیراز و بوی بهارنارنجاش و اون فرهنگ غنی و مردم مهربون و خونگرمش باعث میشه ادم دوست داشته باشه هرسال راهی این شهر شه
اگه همه برنامه ها جور بشه که عالی می شه...
سفر به خیر. عکسای خوشگلی بود. شیراز واقعا زیبا و خوشگله دلم خواست.
شهر زیباییه واسه ایرانگردی...
همیشه به سفر و گردش... ما هم از سفر شیرازمون خاطره خوبى داریم... بىنهایت لذت بخش بود برامون... با عکسات حسابى رفتم تو خاطره ها.
این موش موشى چه ناز خوابیده...
قربونت برم...
خوشحالم که خوش گذشته... اون عطر بهار نارنجو بگو.... واااای...
به به چقدر عالی شیراز و اردیبهشت و عطر بهار نارنج ..
خیلی خوب بود
همیشه به سفر و شاد باشی ممو جانم . 3 سال پیش هم منم تو اردیبهشت رفتم شیراز خیلی بهم خوش گذشت تو باغ ارمم ی عکاس بود همونجا عکس مینداخت تقدیممون میکرد
قربانت عزیزم...
به به رسیدن به خیر.
عالی بود سفرنامه ات
بهههههههه چه سفر خوبی رفتید. عکساتو دیدم خندم گرفت. ما عید رفته بودیم به زود خودمون توی عکس دیده میشیم همه جا پر از ادمه. اما عکسای شما خیلی خلوت بود.
دلم عرقیات تر و تازه خواست. نوششششششش جون.
با بچه ها توی هواپیما خیلی سخته. خصوصا که جای وول زدن هم ندارن. تازه بزرگتر هم که بشن بدتره. من که توی سفر اخر حسابی گوشمالی شدم توسط خانوم.
دلم خواست عکس سوغاتیاتم میدیدم. اگه اشکالی نداشته باشه.
دوستم همه رو دادم دست صاحبشون...چشم اگه شد از اونا هم عکس می ذارم...
ایشالا همیشه به سفر و خوشی
خوشحالم که خوش گذشته
و خوشحال ترم که بالاخره عکس دونه برنج رو دیدم
خیلی ممنون آقای اسحاقی...عکسش رو که من کم و بیش می گذارم...
یه دنیا ممنونم کتاب امزوز رسید عزیزم..رسیدن بخیر
شیراز تو اردیبهشت با بوی بهشت..چه عکسهای خوبی
راستی ممو سرکار نمیری دیگه؟؟
خواهش می کنم عزیزم...فعلا که دور کار شدم ...
همیشه به سفر و تفریح خانومی.
واقعا که شیراز بی نظیره.خوش آب و هوا و زیبا.
عززززززززززززیزم ماشاله به دختری
واقعا...مرسی رضوان جان...
همیشه عاشق شیراز بودم... هر بارم رفتم برام مثل بار اول تازگی داشته... اردیبهشتش که دیگه بهشت واقعیه...
مبارک باشه بسلامتی مروارید سوم گل دختر...
همیشه به سفر و خوشی عزیزم
چندباری که من رفتم مجال این همه گشت و گذار نبود..اما .اینبار توریستی رفتیم...شاید دفعه بعد اینقدر خوش نگذره...مرسی عزیزم...
ایشالا همیشه به سفر و خوشی
ممنون بابت همه نوشتهات.
عزیزی...
رسیدن به خیر ... همیشه به گشت و گذار و سفرهای خوب ممو جان ...

شیراز در اردیبهشت بینظیره از زیبایی ولی اینقدر شلوغه که گاهی نفس آدم بند میاد
ای جونم به دونه برنج که در سفر حسابی همکاری کرده ...
ممنون عزیزم...ولی ما که بودیم خیلی خلوت بود...اصلا شلوغ نبود.
چه خوبه که دونه برنج اگه دندوناش بزارن خوش سفره
واقعا!!!
عزیزممممممم خدا حفظش کنه
ممو جون ببخش میپرسم چون هوس کردم برم شیراز
اسم هتلتون چی بود که راضی بودی ؟ بعدم حدود هزینه تون تو کل سفرچقدر در اومد؟
ما هتل بزرگ چمران بودیم...فلفل جان...
آمدم بگویم از دیشب حواسم پیش دل توست بانو و نگاهم به دستان مهربان خدا که قول داده بر سر دلت بکشد مهربانانه...
خوب باشی الهی همیشه دوستم...
عزیز دلم...محیا...بعضی وقتا آرزو می کنم که کاش جای خدا بودم برای دل تو...
یه شیرازه و یه اردیبهشت...
بیشت از 10 بار شیراز رفتم اما هر بار برام تازگی و طراوت داره...
کاش ارگ کریم خان هم می رفتید. دیدنش خالی از لطف نیست.
همیشه به شادی و سفر انشاله...
ممنون از عکس ها و سفرنامه ...
رفتیم عزیزم...منتهی ازش عکس ننداختم!دیگه آخرین جای تور بود و من و دونه برنج خسته بودیم پیاده نشدیم!فقط ازش صنایع دستی خریدیم و تو محوطه سبزش قدم زدیم.
همیشه به سفر با دلی خوش عزیزم
مرسی عزیزم...
با اینکه خودم یه پا شیرازیم و کل فامیل مادریم اونجان وسالی دو بار میرم شیراز
ولی با این سفرنامت عجیب دلم خواست برم شیراز دوباره
به به دختروووووووووو!
همیشه خوش باشی.
من دو هفته شیراز بودم این همه جا رو ندیدم ..آفرین
با تور باشی برات برنامه ریزی می کنن، تو یه روز چند جا می برنت عزیزم..با زدید از هر باغی بیشتر از نیم ساعت طول نمی کشه چون همه مثل همن...این خاصیت توره...
چه جالب ما هم همون موقع شیراز بودیم.:) تور ما هم خیلی خوب بود. تورلیدرمون وافعا اطلاعات بالایی داشت.انشالله همیشه به سفر و گردش
دندون دختر خوشگلت هم مبارک
مرسی عزیزم...
شما اومدین شیراز؟خوشحالم که خوش گذشته
انقد خندیدم اونجا که از دخملی تو هوا÷یما گفتی
ماشاللا دخملی 3 تا دندون داره؟نیکان من هنوز دندون نداره
آره یه دونه هم اون بالا در آورده...نیکانی بجنب دیگه!!بهت دختر نمی دیم هااا...انقدر اونجا یادت بودم...می گفتم شاید شیده همین ورا داره با کالسکه نی نی ش میره...
دوست عزیز سلام
خوشحالم که از اتان و شهر زیبای شیراز و البته مرودشت عزیزم که شهربنده هست و تخت جمشید در نزدیکی اون قرار داره دیدن کردین
فقط ی خواهش حداقل از شمابزرگواری که اهل قلم هستین.لطفا تخت جمشید رو با نام شیراز معرفی نکنید .. با نام شهر خودش یعنی مرودشت عزیز معرفی کنید
به اندازه کافی در حق تخت جمشید ظلم میشه پس دیگه لااقل اسم شهری که نزدیکش هست رو بگید
سپاسگزار
"بخت زمستان" رو از نمایشگاه تهیه کردم. چهارشنبه بعدازظهر شروع کردم به خوندنش و امروز صبح تمومش کردم! بعد از مدتها کتابی اومده بود دستم که برای کنار گذاشتنش اراده ای نداشتم. و بی وفقه خوندمش . کشش داستان اونقدر بود که باعث بشه تو این دو سه روز از هر فرصتی برای خوندنش استفاده کنم و لذت ببرم.
لطف کردی عزیزم...ممنون به خاطر نظر زیبات...خوشحالم که نتونستی زمینش بگذاری...این نظرات به من انرژی بیشتر برای ادامه این راه می ده...