اگه دیدی یه خانومی وقتی از تاکسی پیاده می شه و یادش میره پول راننده رو حساب کنه و ذهنش حسابی مشغوله،
اگه یه وقت به یه زن جوون زیبا برخوردی که ریشه موهای خوشرنگش در اومده و شقیقه هاش تا بناگوشش مشکی شده،
اگه پاچه نامرتب شلوار لیش تو خیابون توجهت رو جلب کرد،
اگه نگاهت به نگاه نگرانش گره خورد که مدام ساعتش رو نگاه می کنه و این پا و اون پا می کنه که زودتر برگرده خونه،
اگه دیدی به پوست بیرنگ و رنگ پریده ش یه کرم ضد آفتاب نزده...
اگه ناخوناش یکی در میون کوتاه و بلنده و وقت نکرده بره ترمیم یا حداقل یه لاک خوشرنگ روشون بزنه،
اگه دیدی یه زن تو مغازه اسباب بازی فروشیه و دنبال یه اسباب بازی جدید می کرده و حواسش به مغازه مانتو فروشی کناری که مانتوهای خوشگل پاییزیش به مشتریا چشمک می زنن،نیست...
اگه یه وقت به زن جوونی برخوردی که تو مهمونی نگاهش با تو نیست...یه جای دیگه ست...اون دور دوراست،
اگه دیدی با کفش تابستونی اومده بیرون و هنوز نفهمیده پاییز اومده و دیگه هوا سرد شده،
اگه شال نامرتبش توجهت رو جلب کرد اگه موهای پریشونش تو دست باد اسیر بود...
اگه دیدی لبخندش فرق می کنه و عاشقانه ست...
اگه فهمیدی که خنده هاش از ته دله،نه مصنوعی و ظاهری...
شک نکن که اون زن یه مادره...
یه مادر با تمام دغدغه های جوونی..
با دغدغه هایی که متعلق به فرزندشه...
به عشقش...
به میوه زندگیش...
کامنت نوشت:از این به بعد هم هر کی برام کامنت بذاره،براش کامنت می ذارم.عذر موجهم قبول نمی کنم!!!دیگه روی من حساب نکنید! محبتام ته کشیده شرمنده!مثل اینکه زیادی مهربون بودم...
shima_sevda@yahoo.com
یاد مامانم و کارای خنذه دارش از مشغله زیاد فکریش افتادم.
کلا مامانا ماهن تو هر شرایطی.
یه دونه باشن همه مامانای روی زمین
امیدوارم توگروه رمزداران! قرار بگیرم
ممنون عزیزم...حتما!
سلام ممو جون
امیدوارم این بار در وبلاگم شاهد رمزتون باشم...الهی آمین
من تا به حال هیچ رمزی ازتون دریافت نکردم. فکر کنم دفعه ی پیش هم سرتون شلوغ بود و من از قلم افتادم
والا همیشه تو لیست من بودی!!!
خیلی قشنگ نوشته بودی عزیزم.دقیقا یاد خودم افتادم زمانی که پسرم کوچولو بود ومن سرکار میرفتم...دقیقا همین شکلی بودم
چرا رمزی؟ منم یادت باشه مموجان
سلام خوبید صبحتون به خیر
واقعا مادر شدن توصیف نداره هیچ وقت فراغتی برا خودت نمی مونه شاغل و غیر شاغل هم نداره نمیدونم قبلا چطوری مادرا چندتا بچه تر و خشک می کردن دوست داشتد صلاح دونستید رمز بفرستید خوشحال می شم
یاد خودم و کارای خودم افتادم:))))
مامانم کل زندگیمه خدا همه مامان هارو نگه داره و سایه همه مادرا همیشه همیشه بالای سر بچه هاشون باش

مادر باش هرجوری که می خواد باش فرقی نمیکنه
بابت تصمیمتون هم:
خیلی فکر خوبی کردید
سلام عزیزم.من خودم گاهی نظر میزارم.
ولی وقتی میزارن کلی انرژی میگیرم.نوشته هات قشنگه.دوست دارم و همیشه میخونم
اما تا حالا فکر نمیکنم وب منم خونده باشی.
ولی حق داری من خودم برای کسی نظر نمیزارم که توقع داشته باشم.اما به اقوام و دوستانم که آدرس وبمو دادم هم نظر نمیزارن
لطف داری عزیزم...
چقدررررررر میفهمتتتتتتتتتتت زیاددددددد
تهدید میکنییییییییی
پس چی غزلی؟؟؟از تهدید بدتر!!
این سری که اومده بودم ایران فک و فامیلا برای اولین بار بود که منو به عنوان (مادر) می دیدن.
شوهر دختر عمه ام گفته بود چرا این دختر عوض شده؟! همیشه چقدر پرشور و پرانرژی بود حتی پس از ازدواج عوض نشده بود ولی حالا انگار همش نگرانه... همیشه فکرش مشغوله... همش دنبال بچه س! اصلاْ دیگه این اون دختر قبلی نیس!!
دختر عمه ام هم گفته بود که اگه غیر از این بود باید تعجب می کردی. وقتی مسئولیت یک انسان دیگه کامل میفته رو دوش تو میخوای باز مث سابق بی خیال و آسوده باشی؟!؟؟!؟!
کلاْ آدم عوض میشه و اتفاقاْ خوب هم میشه... من این دغدغه ها رو دوس دارم!
دقیقاوووماشالا تو که پر انرزی هستی دوستم...این حرفا مال کسیه که بی حوصله و افسرده ست...
کاش می تونستم این حس رو بچشم کاش ...
ایشالا می چشی...
وقتی می خوندم با خودم می گفتم حتما یکیه که مامانه… اخرش از نتیجه گیری خودم خندم گرفت.… .
آخی...چه حس خوبی داشت آخر پستت...خدا همه ی مامانا و بچه هاشون رو واسه هم حفظ کنه...
امیدوارم رمز رو بگیرم...
آخیش. .فقط تو منظور منو درست متوجه شدی دوستم...
یادم رفت ایمیل بذارم
میشه منم رمز
تا تهش که برسم فکر می کردم می خوای بگی با مهربونی بهش بگیم به خودش برسه!؟ فک کن! نمی دونم چرا اینجوری فک کردم ؛)
ممو چه خوبه که انقدر رک حرفتو میزنی خوشم اومد دیدم که به همه دوستات اهمیت میدی و اینو خیلی دوس دارم و بیشتر دوست دارم که برای خودت و وقتت هم ارزش قائلی
مثل اینکه دوستان منظورم رو بد گرفتن.این یه نظریه کلی درباره همه مادرا امروزیه. خودم رو نگفتم که!
چه مامان پر مشغله ای.. البته فکر کنم مشغله های الان از زمانی که دونه برنج نبود و تو شاغل بودی شیرین تر بود..
پیتی جون من خودمو نگفتم که!! از حال و روز همه مادرا گفتم.ممکنه همه شون همه این خصوصیات رو نداشته باشن!!
خسته نباشی مامان پر انرژی و پر از عشققققققق
ممنون عزیزم...
خیلی خوب نوشتی عزیزم واقعا راست می گی..
من همیشه کامنت گذاشتم اما شما.. :)
این بوس مخصوص دونه برنجه.. :*
موفق باشی::.
شرمنده عزیزم...واقعا شرمنده...می تونی عذرمو موجه نکنی...
دغدغه های دوست داشتنی خالصانه هر مامانی.
ممو جونم یه چیزی درباره یه مورد خیری میخوام براتون بگم همینجا توی خصوصی بنویسم یا ایمیل براتون بنویسم که برای شما راحت باشه؟
همینجا بنویس تو خصوصی برام...
خدایشش ممو جان دیگه مادر شدیم به این داغونی نیستیم که
ای به فدای تووو...منم به این داغونی نیستم...تیپهای مختلف مادرها تو جامعه امروز رو تعریف کردم...منظورم کلی بود عزیزم.
عزیزم رمزی ننویس من عاشقه نوشته هات و حسای خوب نوشته هاتم
نه دوست خوبم...هر وقت مشکلی بود رمزی می شه...
سلام عزیزم
تازه این موارد که گفتی موردای خوبش بودا
وای یعنی من موافقم بد رقم..
کلی آدم تغییر میکنه با مادر شدن و یه عالم حسهای خوب هم همراهش میاد
کلی راست گفتی...
che hese zibaeye va che ziba neveshtin, khoda hameye madara ro hefz kone ta balaye sare bachehashun bashan.
مموی عزیزم،باز هم مثل همیشه آنقدر زیبا توصیف کرده بودی که با تک تک جملاتت مادرم را متصور شدم چهره ی مهربان وهمیشه نگرانش برای ما بچه ها..با اینکه شاغل بود به یاد ندارم حتی یکروز ما از مدرسه که برمیگشتیم غذای حاضری خورده باشیم همیشه از شب قبل یا صبح خیلی زود ناهار مارو میپخت وبعد میرفت سرکار همه ی مسئولیت زندگی رو یک تنه به عهده گرفته بود از رسیدگی به تکالیف ما تا خرید و..برای همین بود که بعداز مرگ ناگهانیش زندگیمون فلج شد..آرزو دارم خدا هیچ مادر وفرزندی رو از هم جدا نکنه به هر علتی..از ته دلم میخوام که همه ی بچه ها با ناز مادر وپدرشون صدساله بشن وهیچ مادر وپدری هم داغ فرزند نبینن،روح همه ی مادر وپدرهای از دست رفته هم شاد.
چه دعاهای خوبی کردی نفس جان...خدا مادرت رو بیامرزه عزیزم...روحشون قرین رحمت.الهی آمین...
من مطمئنم برای تولد دونه برنج کامنت گذاشتم،پس چرا نیستش:-( بازم تبریک میگم ایشالا با ناز وزیر سایه ی پر مهر پدر ومادرش موفق ومانا باشه،از طرف من حتما ببوسش.راستی چون یک مدت طولانی هست که به خاطر گرفتاریهایی که داشتم وبگردی نکردم نمیدونم جزو کسانی هستم که شامل دریافت رمز هستن یا نه برای همین جسارت نمیکنم ایمیلمو بزارم اگه بودم که بعدا ایمیلمو میزارم.
هستی دوست خوبم...حتما بذار...ممنون...
سلام نوشته مادرانه ات عالی بود
اگر قابل دونستی من هم ایمل آدرسم را میگذارم
شاد باشی مادر مهربان
حال نی نی های عزیزت چطوره؟
ممنون عزیز دلم...
من و لی کلا مادر ریلکسی هستم
جدی میگم اینو
رابطم با پسرک بیشتر خواهر وبرادریه تا مادر وپسری
خوش به حالت! کاش منم اینطوری بودم...سال اول و دوم نی نی داری مدام استرس باهاته...
عزیزم شما کامنت نزاشته ات هم خوشمزه ست ممو جون:)))
به به...ببین کی اینجاست...ممنون عزیزم...کلی خوشحالم کردی...
سلام
من رمز میخوام اگه ممکنه
ووووی دوست جون . یاد دیروز خودم افتادم. رفتم یه کیف و بوت خریدم. هنوز نبردمش خونه کفشم رو. چون میترسم یاسی ناراحت بشه.
واقعا هم که دوست نداره من چیزی بپوشم که خودش نداره ( مخصوصا کفش پاشنه بلند)
یعنی اینهای که گفتم رو بعدا لمس میکنی دوستم.
فعلا باهم مدتیه میریم استخر و کلی کیف میکنیم.
ای جانم! کی می شه دونه برنج اندازه یاسی بشه باهم بریم تفریح!!!
مهربون خسته نباشی.خدا قوت
دوست داشتی برام رمز بذار.
همیشه میخونمت اما بی سروصدا
البته بگم این کد پایین رو بعضی وقتا میزنم میگه اشتباه وارد کردید
هر چی تکرار میکنم بازم همون ارور
بعدش بیخیال میشم.اونم با وجود این وروجک که هر دقیقه از زمان برام طلاست
دقیقا من اینشکلی شدم با این تفاوت که اصلا جایی نمیرم !نه وقت خرید دارم نه دلم میخواد تو این هیکل خرید کنم نه لباسای قبلی اندازمه نه وقت ورزش نه ارایشگاه. جاناسخن از دل ما گفتی
خدایی همه این خصوصیات رو داری؟دو سال اولش سخته...
وااااااااااااای که چقدر مطالبت مصداق خیلی از ماها ست
از نوشته هات خیلی خوشم میاد و درس می گ
یرم ولی رمزی نکن
ممنون...
عزیزم خدا برای هم حفظتون کنه ایشالا...من چی کار کنم خوب وبلاگ ندارم...اگه دوست داشتی رمز بهم بدی همین ایمیلمه.قبلی رو به همین زحمت کشیدی ایمیل کرده بودی..قربونت برم
می شناسمت..
سلام یک مدر فقط میتونه مادران عاشق رادرک کنه .خوشحال میشم اگه توگروه دوستانت قبولم کنی
سلام ممو جان .این مشخصاتی که گفتی برای مادارای تک فرزندی هست .اگه دوتا داشته باشی دیگه یا خدا.اونم یکی کلاس اول با اونهمه کار ویکی 3 ماهه.البته شکر شکر شکر خدایا همه ی بچه ها رو سالم وسلامت نگه دار.]
ان شا الله...
دو تا؟سخت نیست؟
جانا سخن از زبان ما می گویی
خدا همه مامانها و کوچولوهای نازشون رو حفظ کنه
دونه برنج رو ببوس
منم ایمیل گذاشتم
ایشالا عزیزم...
چقدر بد خوندم این پست را، اول پست جدیدترت را دیدم و بعد که اینرا دیدم فکر کردم فرشته کوچولوت کسالت داره، خدا را شکر انگاری فقط دغدغه هات را نوشته بودی. چه خو،ب که سالمین.
ممنون عزیزم...کسالتی در بین نیست!
اوه اوه تهدید جواب دادچقدر کامنت
وای چقدر نوشتت شبیه الانه منه
پس چی؟؟اینهههه!
آدم وقتی مادر میشه خیلی از الویتهای زندگیش میشه بچهش. چیزایی که یه زمانی خیلی روشون حساس بود رو حتی ممکنه نتونه بهشون فکر کنه.
یه زمانی میگفتم من>! امکان نداره اینطوری بشم. اما میبینم که شدم. همه ش بخاطر بچم.
خدا حفظشون کنه
راست می گی...همهیشه اولیوت اونه! درسته!
وقتی مادر می شی خودتو فراموش می کنی.
من رمز می خوام
دقیقا...
منم کامنت گذاشته بودم
سلام .. خسته نباشن همه ی مامان ها ... فرشته های روی زمین ... من متوجه نشدم .. یعنی قراره دیگه رمزی بنویسین فقط؟؟؟
شاید...البته نه همیشه...
دقیقا می فهمم چی میگی. این اوضاع و احوال پریشون مال منم هست...
رمز اگه دوست داشتی بده...
آره والا! البته بعضیاش! نه همه ش!
خیلی تلاش کردم برای مادری و تجربه کردن این دغدغه ها و استرس های شیرین .. حیف که لیاقت نداشتم ..
دوستم من خیلی خوشحال میشم رمزتو داشته باشم البته کم کار بودم تو کامنت ..
خواهش می کنم گلم...این حرفا چیه! برات بهترینها رو می خوام افسون جان! بهترینها...
وقتی مادر بشی بری همیشه سرشلوغی داری همیشه همیشه. این مسئولیت تا آخر عمر رو دوشمونه...
هروقت رمزی شدی به ما هم بده ممو خانوم
واقعا! تا آخر عمر...