دفعه قبل که شمال بودیم،تصمیم گرفتیم بریم یه سر به خونه نیما یوشیج تو یوش بزنیم اما وقتی از آب پری گذشتیم،جاده راه نداشت.
یه مردی که لب آبشار آب پری آش،سر جاده،می فروخت و قلیون چاق می کرد و تو اون گرما اورکت!!! پوشیده بود،پرید جلوی ماشین....
(فرایض جناب آش فروش رو با لهجه مازندرانی بخونین!)
ما تو ماشین: آقا !چرا اینطوری می کنی؟برو اونور!!
مرد آش فروش:کوجا می خوای بری؟
ما:یوش!خونه نیما یوشیج...از اینجاست دیگه؟
مرد آش فروش: آآآآآآآره! اما اینجا کٍلوسٍه...کٍلوس!
ابو:چی؟چیه؟
مرد آش فروش: کلوسه!!
ممو:هاین؟کلوخه؟منظورت اینه که کلوخ داره؟
مرد آ.ف: آآآآآآآآ!بابا به انگلیسی دارم می گم!! یعنی بسته س!باید از اونور برین عباس آباد دور بزنین!
ما همه با هم: حالا چرا؟
مرد.آ.ف: بیکاز دٍ اٍسنوٌ ایز رانینگ!!
Because the snow is running یعنی برف اووووووووومده داداش!
مطمئنم همه تون تو اون ثانیه می تونین قیافه هر 5 تای مارو با هم تصور کنید،همه مون به ترتیب این شکلی شدیم:
1.
2.
3.
یوش نوشت:یعنی من مرده اون تلفظ و استفاده فعل درست برای اسنوام!! به نظرم کم کم داریم پیشرفت می کنیم ها!
مازندرانی نوشت:به مازندرانیهای عزیز برنخوره!هیچ قصد خاصی ندارم!!
کتاب خوناش برن رو بقیه ش کلیک کنن!
این لینک رو از دست ندید...
در مورد خرید کتاب ارزون نوشته....
بعد شما هی فارسی جواب می دادین؟؟؟خب خواهره من شما هم باید انگلیسی جواب می دادید دیگه
به خدا اصلا" نفهمیدیم چی می گه!!!ولی باز فعل و فاعلو خوب رعایت کرده بود!
قربونش برم چه باکلاسم بوده آقاهه


دوست جون مرسی بابت لینک... خیلی خیلی مفید بود
خواهش می شه...سر خصوصیتم خیلی خندیدم!!
چه جالب!پس ازین به بعد بریم کلاس زبان که از شمالیا کم نیاریم!
آره والا!
درود بسیار بانوی محترم...
بامزه بود خاطره ی شما به شدت...:)
نکته ی جالب همانطور که گفتید چهره شما بعد از رویتِ این استادِ سخن بوده است.
مرسی از لینک...
عزیزمه
دمش گرم..
دیس پست واز وری گود
آی ام لافینگ خیلی خیلی
ای وای من
همون مازنی کلمات رو بر میگردونه
من که بودم عمرا میفهمیدم چی میگه !
مرده جمله بندیشم به خدا
حالا چه اصراری داشته انگلیسی صحبت کنه؟!!!!
فکر کن جلمه معنیش اینه به خاطر این که برف بارش هست
آره کم کم داریم به گرد پای پاکستان می رسیم.
خیلی این پست بامزه بود ممو جان. حالا رفتین خونه یوشیج یا نه ؟
نه عزیزم! دور می شد...
حالا واقعا برف اومده بود؟؟؟؟
برف نه!کوه ریزش کرده بود...
یه مترجم هم باید استخدام شه ، زبان اصیل انگلیسی شمالی ها رو به زبان دست و پا شکسته انگلیسی خودمون ترجمه کنه !



بی کاز وقتی میری شمال آندرستند زبان انگلیسی !
تنگس ع لات سر کوچه ، آی ام لافینگ وری خیلی
چی فکر کرده پیش خودش
مردم از خنده
حتما شما رو خارجی دیده ممو جون
خوب ما هم تو شهرمون دست دوم فروشی داریم ولی کتاباشون مطابق سلیقه ی من نیست
منم دست دوم فروشی انقلاب رو از نزدیک ندیدم بینم چه کتابایی داره! اما فکر کنم از نشرهای معروف داشته باشه...
چندبار چند جای دیگه دیدم!
شاید فکر کرده توریستین..
اومده اظهار فضل کنه!
زبانش از من بهتر بوده
ایول بچه های باحال ورزشکاره ایرونی
فقط بدیش این بود که کشتی گیرای دیشب یکم بد بدن و چغر بودن
دیگه طفلیا بهتر ازین نمی تونستن باشن...
تو کجایی؟چرا نمی نویسی؟روزه بردتت؟
ماشا... به ورزشکارامون دستشون درد نکنه واقعا .فقط خدا کنه اونجور که لایقشونه ازشون تقدیر بشه
امیدورام...
آخخخخی خیلییی جالب بود ...
منم می ترسم از دیشب همش می ترسم
درود بسیار بانوی محترم...
این اتفاق فوق العاده ناگوار است...
از همه مهمتر نوعِ برخورد سیمای میلی با این مسئله بود. واقعا که بعضیا چقدر حیوانند...واقعا...
خیلی...تا فلسطین یه مرگیش می شه ،همه جا جار می زنن که کمک کنید!اما برای ملت خودشون ارزش قایل نیستن!!
دیشب در پلاس و زیر عکسِ گریه ی دخترکی خردسال نوشتم:
«چطور بگویم که «عیبی ندارد، فراموش می کنی»؟
چطور بگویم که «چون می گذرد غمی نیست»؟
چطور بگویم تو را می فهمم،
در حالی که اکنون که زیرِ سرپناهم آرمیده ام؟
چطور در آغوشَت بکشم که من اینجا و تو آنجایی؟
دستانَت کجایند که آرام بگیرمشان و تنها کنارت اشک بریزم؟
آه...
لعنت بر این همه ناتوانیِ من...
اشک هایَت را قربان شوم، آتَشم نزن بیشتر از این...»
کاش اسمتون رو می زاشتی...
۱- دلم برات تنگ شده
۲- واقعا غم انگیز بود این زلزله
۳- خوب شد من به این آقای انگلیسی زبان برنخوردم زبانم هم ضعیف آقا اذیت می شدن
تو کجایی عزیزم؟من لینک جدیدت رو هم گذاشتم...اما تو ریدر بالا نمی آی!!!کجایی؟؟؟
نذرتون قبول
ممنون عزیزم...
درود بسیار رفیق...
آن کامنت بی نام برای بنده است...
ببخشید یادم رفت...
باز هم ممنون...
عکسارو که میبینم دلم خون میشه
بابا این کامنت دونی ها رو باز کن تلف شدم تا یدونه کامنت دونی پیدا کنم حرف بزنم عزیزم ایران متاسفانه ۱۶ شد الان جدولشو دیدم
عیبی نداره! بین 205 تا خودش کلیه!!
عزیزدلم ..... تا منظورت از اطمینان چی باشه ... من خودم شخصا اونجا نیستم و طبعا نظارتی هم ندارم .... اما خیلی خیلی خیلی بیشتر از نهادهای دولتی بهشون اطمینان دارم ....
اینها یک عده جوون باحال و باعرضه و غیرتی اند که جمع شدند و به صورت خودجوش کمک می کنند . شبهای قدر یک رسمی دارن به نام کوچه گردان عاشق . میرن ته ته شهر و اذوقه به مردم خیلی فقیر میدن ... یک سال رفتم باهاشون و نمی دونی کجاها بردن منو .... باورت میشه بچه هایی بودن که نمی دونستن پفک چی هست ؟
خیالم راحته که یه عده ای اونجا هستند که حواسشون به همه چی هست ... شاید یه حیف و میلی هم بشه ..... اما مطمئنا مقدارش خیلی خیلی خیلی کمتر از جاهای دولتیه ....
با اجازه کامنتت رو تایید می کنم تا همه ببینن!
ممو جون جمعیت امام علی رو منم میشناسم با کوچه گردان عاشق هم آشنایی دارم جای مطمئنیه
مرسی که یادآوری کردی
چه خوب عزیزم...چه خوب...پس تو هم تایید می کنیش!
مرسی بابت لینک ها
خواهش می کنم عزیزم...
جیگر اقاهه رو برم من:))))))))))))))