خوب چی کار کنم؟دوست دارم هی نازمو بکشی و من جواب سر بالا بدم...هی تو بگی چته و من بگم هیچی!هی تو دستمو بگیری و من دستمو از دستت در بیارم...
آخه بعضی وقتا آدم دوست داره ناز کنه و خودشو لوس کنه...هی بپیچم برم و تو هی اینور و اونور جلوم سبز بشی و خواهش کنی...
هی باهات قهر کنم و تو هی بگی: آشتی!آشتی...لوس نشو دیگه! و بعد برام یه عالمه بستنی شکلاتی بخری و برای دلجویی ای که خودتم نمی دونی منشا ناراحتیش کجاست،پیش قدم بشی...
عاشق همون روزاییم که با سر و وضع ژولیده!! وقتی از راه می رسی در رو برات باز می کنم و تو بی توجه به موهای سیخ سیخ و لباسهای درب داغونم،صورت بی آرایشمو می بوسی...
(آخه همیشه که نمی شه مرتب بود!!)
می دونین!بعضی وقتا آدم دلش برای فسقل بچه بودن بودن تنگ می شه...می خواد هرگز بزرگ نشه!بالا و پایین بپره!رو دیوارا گچ بکشه...دفتر خاطرات بنویسه!تا کمر از پنجره منتهی به کوچه درختی دولا بشه!کارتون ببینه و از خوردن بستنی لیوانی نسکافه ای ذوق کنه...
دلش می خواد نشه مسئول اداره یه خونه...دلش می خواد یکی ازش مراقبت کنه و براش آش و سوپ بپزه!
بعدشم ناز کنه...هی فکر کنه هنوز 20 سالشم نشده و طرفش باید خیلی بیشتر ازینا هواشو داشته باشه...دقیقا" مثل این فیلم هندیا که امیر خان 50 ساله هنوز نقش جوونای 30 ساله رو بازی می کنه و شاهرخ خان 40 ساله هنوز 20 سالشه...
چی می شد آدمها هیچوقت پیر نمی شدن؟هیچوقت بزرگ نمی شدن؟
رای نوشت: رای گیری هنوز ادامه داره تا فردا!
رستوران نوشت:استیکهای ژوآنی حرف ندارن!!اما پیتزا اسپاگتیش محشرههههههههه!به امتحانش می ارزه!!من که عاشقش شدم...
باهات موافقم دوستم
و چقدر میچسبه این ناز کشیدنا بعد از خستگی یه روز طولانی بهاری
و چقدر حال میدهد بی توجه به دنیا و آدماش بپری روی لبه جدول و ادای بندبازها رو دربیاری
چه کیفی میدهد بستنی قیفی دست بگیری و وسط خیابون ذره ذره بخوریش و ککت هم نگزد که مردم نگاهت می کنند! چه شیرین می شود تا دنیا دنیاست تو دخترکی ۱۹-۲۰ ساله باشی و محبوب برایت همیشه جوان باشد که تو برایش ناز کنی و او کرور کرور ناز بخرد
من هم با تو آرزو میکنم که ای کاش میشد همیشه جان ماند و پختگی و پیری هرگز به سراغ آدم نیاید
ای کاش دوست جون!
آخ گفتی ممو من عاشق این بچگی کردنام.... ایننازکردناوناز کشیدنام!
مایم!
خدایششششش چی میشد ها هییییی روزگار
ژوانی رفتین ؟ محله ما هم یک عدد دارد من هی رد میشم هی نگاش میکنم کی باشه برم داخل و دلی از عزا در بیاوریمم
ژوانی مگه شعبه داره؟
نمیدونم منم فکر نمیکردم داشته باشه
تشریف میاوردین در خدمت بودیم
قربون شما...شما نی نی داری!شما باید بیای...
۲ تا شده مرزداران و پاسداران
چه خوب! مرزدارانش رو من دوست دارم...5 شنبه خیلی شلوغ بود! ما رزرو کردیم بعد رفتیم!مردم تا تو راهرو وایستاده بودن!
شعبه اصلیش هم مرزدارانه نمیدونستم پاسداران هم زده
اوهوم...اما مثل اینکه زده!
من دیوونه این قهر و آشتی و نازکردنا و ناز کشیدنای بعدش هستم...به نظرم ماهی یه با می چسبه البته نه بیشتر...میگم چرا آمیتاپاچانو نگفتی؟؟؟اون طفلی ازهمه مظلومتر واقع شده..خب طفلی از نقش یه جوونه ۲۰ ساله تا ۷۰ ساله رو خودش به تنهایی همین الان بازی میکنه
ممو جان کلا" زیبا بود نوشتت....منم این حس های زنونه ی قهرکردنو دوست دارم....اما خدا کنه نازکشت همیشه تحویلت بگیره....وقتی حال ندارن آدمو ضایع میکنن
درکت میکنم دوستم

ژوانی و هستم شدید ... من عاشق استیک مدیترانه و پاستا میلانو و پاستا گامباس ال پولو و استیک بوچر باربرا شونم . جگر سوخاریشنوم حرف نداره
مخصوصا" استیک مدیترانه با سس فلفل!!اما جیگر دوست ندارم!
وای ممو منم متنفرم از بزرگ شدن.............
منم...
سلام من میخام رای بدم !
من مهرو مهتاب و افسون سبز و در پایان شب و بعد از او رو خوندم ! البته وختی جوون بودما ! ینی راهنمایی اینا بودم مهر و مهتابو خوندم ! بقیشم چن سال پیش خوندم .آهان دختری در مه رو هم خوندم . همشونو دوس داشتم و به نظرم تکین عالی مینویسه ! با اینکه من خوره ی رمان بودم قبلنا و کل کتابای مودب پور و خیلیلای دیگه رو هم خوندم اما به نظرم تکین متفاوت و عالی و بدرد بخور مینویسه . از این کتاب دوزاریا نیس کتاباش. به شخصه عاشق مهر و مهتاب هستم . دوس دارم بقیه شونم بخونم اما یکم تنبل شدم . نوبت عاشقی رو نصفه خوندم. اما به نظرم خیلی بهتر از خیلی کتابا مثل همخونه بود مثلا! همخونه رو خیلی تعذیف شنیده بودم ازش اما اصلن خوب نبود الکی زیاد بود فقط! همین دیگه ! مرسی
منم نظر تورو دارم...
عاشقنه برای پسرمم خوندم!یادم رفته بود بگم !
اوممممممم ... این سالاد واقعا خوشمزه است...
دوستم من امروز 7 به بعد میرم خونه.در خدمتیم
قربونت عزیزم...می بینمت
وای چقدر این نوشته دوست داشتنی اند ... و من خیلی موافقم با همش !