یه سوالی ازتون داشتم...قول بدین رک و روراست جواب بدین و اما و اگر هم توش نیارین!
واقعا انتقادپذیر هستین؟چقدر با خودتون رو راستین؟یعنی اگر عیبی داشته باشین،قبول دارین که اون عیب رو دارین و براش وقت می زارین که تعدیلش کنین یا از بین ببرینش؟
چقدر تا حالا به عیوب ذاتی و اکتسابیتون فکر کردین و تا چه حد سعی کردین درستشون کنین؟چقدر نسبت به سالهای پیش تغییر کردین و این عیبها بزرگتر شدن یا کوچیکتر؟
یعنی اگه یه روز یکی بیاد تو صورتت بگه:خودخواه هستی یا خیلی لوس و بچه گانه رفتار کردی یا اینکه به شدت حسود و زیاده خواهی،اگه حق باشه و درست ،در جا قبول می کنی؟بهش براق نمی شی؟از دستش ناراحت نمی شی و خودخوری نمی کنی؟
واقعا" اون عیبی رو که داری و با تمام وجود می دونی که تو وجودت هست و حسش می کنی،اما از دیگرون قایمش کردی و بعضی وقتا به زور زیر یه ماسک خوشگل و تصنعی می چپونیش که یه وقت بیرون نریزه و ضایع نشی، قبول داری؟می دونی که آدم اونطوری ای هستی؟
روی صحبتم اصلا" با شخص خاصی نیست!یعنی من این سوالها رو همیشه تو خلوت از خودم می پرسم...!نمی گم من عیبی ندارم یا فلان جور نیستم!نه!منم جز شماهام...برخاسته از همین جامعه واقعی یا مجازی...
می خوام یه کم جو وبلاگستانو جلا بدم و اگر تونستم باعث بشم که آدمها یه کوچولو به خودشون بیان!دوست دارم پوسته این وبلاگستانو بشکافم...چقدر از خوردن و پوشیدن و غذا و فیلم بگیم؟چقدر از فامیل شوهر و سفر مون عکس بزاریم؟؟مگه آدم چقدر می تونه روزمره بشه؟بیاین یه کم به ذاتمون فکر کنیم!یه کم خودمونو بشکافیم و سعی کنیم که کمتر تظاهر کنیم...اگه قراره یه پست دروغ بنویسیم یا پستی که توش رگه هایی از حسادت و خودنمایی داره،اصلا" ننویسیمش...یا اگر می نویسیم رمزی باشه و پابلیش نشه تا کسی از ما الگو برداری نکنه یا خواننده رو به اشتباه نندازه!البته این فقط می تونه قدم اول باشه و راههای بعدی تو خودسازی به مراتب سختتر و صعب العبورتره...
هدف من محکوم کردن و به توپ بستن وبلاگستان نیست!هدفم فقط زدن یه تلنگر کوچیک به روح همه آدمهاست!چه اینجا و چه خارج از وبلاگستان...روح آدمهایی که شاید کم کم دارن تو روزمرگی و کار و آهن و دود،غرق می شن و ذات پاک و عالی و معصوم خودشون رو فراموش کردن...آدمهایی که می تونن بهتر باشن اما خیلی وقته که گذشت و محبت رو کنار گذاشتن و بعضی وقتا عمدا" جواب خوبی رو با بدی می دن و خیلی وقتا فقط شعار می دن و خود واقعیشون رو قایم می کنن...
پینوشت:می دونم ممکنه این پست به مذاق خیلیها خوش نیاد!اما گاهی بولدوزر انداختن تو تمام باورها و تصورات و زیر و رو کردن روزمرگیهای درست و غلط،لازمه...از من به دل نگیرین چون با هیچ کس نیستم!
به به
خوشم میاد متحول شدن رو
باهات خیلی موافقم
من انتقاد پذیر هستم ولی تا حدش رو نمی دونم شاید در حد متوسط
پست جالبی گذاشتی...
من سعی می کنم انتقاد پذیر باشم...
زود رنجم...
راستش از وقتی هم ازدواج کردم این حامد لوسم کرده...
انتقادپذیری یه کم سخته . من در وهله اول بهم برمیخوره و جبهه میگریم اما بعد از یه چند ساعتی اگه به حق باشه سعی میکنم خودمو اصلاح کنم و دفعه دیگه درست تر برخورد کنم
وای ممو ووبلاگت چه خوجل شده، عسک خودته؟؟؟





ممو جونم راستش به نظر من یکی از بهترین چیزهایی که تو دنیا وجود داره دوستیه، و اینکه آدم ها می تونن با هم ارتباط برقرار کنن، ارتباط با دیگران این فرصت رو به ما می ده که از نظرشون راجع به خودمون مطلع بشیم، من عاشق آدم هایی هستم که از بعضی کارهای من خوششون نمیاد و باعث می شن من بیشتر رو کارهام و رفتارم فکر کنم، خیلی دوست دارم نظر واقعیه دوستا و اطرافیانم رو بدونم حالا اگه بتونم اصلاح کنم خودمو و حرفشون به حق باشه که حتما این کارو می کنم ... همه ی آدم ها به تعدیل نیاز دارن گاهی من باید بقیه رو تعدیل کنم گاهی بقیه منو ... این خیلی خوبه یعنی عاااااااااااااالیه
انتقاد پذیر؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هستم ولی نه خیلی زیاد.....بستگی داره از طرف کی مطرح بشه!!!
سعی ام رو میکنم
سلام دوساتم
ولی خالی از شوخی منصفترین و عادلترین منتقد به نظرم کسی نیست جز خود آدم... تنها خود آدم میدونه که بعضی از رفتارهاش ناشی از چیه... حب؟ بغض؟ کینه؟ حسد؟ تنها خودش میدونه و بس.... منم مثل تو معتقدم آدم برای اینکه به کمال برسه و درجات عالی روحانی رو طی کنه باید باید باید با خودش خلوت کنه و خوب به رفتار و افکارش فکر کنه

خوفی؟
اتفاقا این موضوعی که تو مطرح کردی الان چد وقتیه که فکر منو به خودش مشغول کرده... اینکه چقدر بیام از خودم و کارهایی که انجام میدم یا جاهایی که میرم و غیره و غیره بنویسم؟ بعد حالا نوشتم آخرش که چی؟ این روزا کم کم دارم انگیزه ام رو برای نوشتن از دست میدم یا دوباره دارم به جایی میرسم که در این خونه رو هم ببندم و تعطیلش کنم... دستم مدتهاست که دیگه به نوشتن نمیره و واقعا واقعا واقعا خسته ام از همه چی...
اما در مورد انتقاد پذیر بودن... راستشو بخوای دوست جون قبول کردن یا نکردن انتقاداتی که بهم میشه رابطه مستقیم داره با لحن فرد منتقد و اینکه مطمئن باشم که در انتقادی که ازم میکنه کاملا بی طرفه و از روی غرض ورزی و برای تخریب من انتقاد نمیکنه ازم...معمولا سرسخترین منتقدی هم که داشتم محمد بوده و خوب طبیعتا یه بار بی طرف انتقاد میکنه و یه بار از روی غرض در نتیجه منم یه بار قبول میکنم حرفشو یه بارم نه
ببخشید خیلی حرف زدم
از خوت مواظبت باش دوست جون
حرف از ننوشتن نزن دوست جون!اتفاقن باید بنویسی خوبم بنویسی...
پستت خیلی تامل برانگیز بود. من هم خیلی وقت ها به این موضوع فکر میکنم. هر چند فکر میکنم خیلی انتقاد پذیر نیستم اما وقتی یکی من رو نقد میکنه به حرفی که بهم زده فکر میکنم. لااقل پیش خودم سعی میکنم با خودم صادق باشم و ببینم حرفی که بهم زده چقدر درست بوده.
عالی بود.
فوق العاده بود.
آدم باید واقعی باشه و حقیقتو بگه. جدا خیلی از وبلاگا روزمره شدن.
احسنت ...
انتقاد پذیر بودن خیلی سخته من اگه کسی توی روم بیاد و عیبهامو بگه در ظاهر خیلی گارد میگیرم ولی وقتی با خودم فکر کنم فقط توی خودم میپذیرمش و نمیتونم به طرفم بگم مرسی که ازم انتقاد کردی و از این حرفها...فقط توی دلم بهش همین حرفها رو میزنم...احتمالا اخلاق بدی دارم دیگه نه؟
هستیم عزیز دلم


انتقاد پذیر؟؟ سخته جوابش. نمیدونم هستم یا نه ولی یه چیز رو خوب میدونم . آدمی که انتقاد می کنه خیلی مهمه. انتقادی که از روی غرض ورزی نباشه. انتقادی که توش شخصیت طرف ویران نشه. من کلا آدمیم که کم انتقاد می کنم و اگه رفتاری به مذاقم خوش نیاد یه کم کناره میگیرم و سعی نمی کنم طرف مقابلم رو به میل خودم عوض کنم. مثلا یکی خیلی حساسه و این عیب نیست وکلا شخصیت حساسی داره من نمی تونم به اون طرف حکم کنم به خاطر من از حساسیتت کم کن. مثلا اگه یکی توی جمع ها راحته و هر چی دلش میخواد میگه من نمی تونم بگم چون من دوست ندارم نگو .البته واسه آدمهایی که خیلی نسبت نزدیک به آدم دارند این قضیه فرق می کنه.
عزیزم...نمی گیم که نباش!می گیم هستی و خودتو درست کن!
به قول تو همه ماها پر از رفتارای خوب و بد هستیم. یه وقتایی می بینم که دوستم داره رنج میکشه. اونم به خاطر رفتاری که داره و خودش نمی دونه مثلا به خاطر حسادت زیادش همش اضطراب داره و ناراحته و خودش رو با بقیه مقایسه می کنه . من سعی می کنم با بازی با کلمات این رو براش توضیح بدم. اما هیجوقت اینو مستقیم بهش نمی گم که تو حسودی. چون به نظر من کلمات قدرت بالایی دارند و اثراتشون چه مثبت چه منفی می تونه تا مدتها با آدم بمونه.
راستی از پستت خیلی خوشم اومد. واقعا مثل تلنگر می مونه
می بینم که خوب گرفتی چی می گم!!حرفات رو کامل قبول دارم...چون منم از هر حرکتی خوشم نیاد یه مدت کناره می گیرم...
شاید اولش بر می گرده به اینکه درست بلد نیستیم انتفاد کنیم به همین خاطر روحیه ی انتفاد پذیری هم کم شده ...شایدم ربط نداشته باشه آدم باید خودش عاقل باشه و انتفاد و بسنجه که درسته، به جا هست یا نه!
در هر صورت انتقاد خوبه ولی توی فضای مجازی من زیاد استفاده نمی کنم و دوست ندارم شاید چون می خوام آرامشم حفظ بشه..ولی تو واقعیت دوست دارم و استفاده می کنم به طور رو در رو حتی!!
می تونم بپرسم چرا تو دنیای مجازی نه؟؟؟
سلام
اول یه انتقاد از خودت بکنم چرا نمی یایی داستانم رو بخونی
خوب دلم خنک شد . فکر میکنم بیشتر آدمها از انتقاد خوششون نمی یاد چون اصلا چیز جالبی نیست وقتی یکی بهت میگه فلان کارت بده. ولی من مدتهاست که یک سری کارهام رو میدونم بده و حتی با مشاور ریشه شون رو هم پیدا کردیم و سعی کردم درستش کنم ولی گاهی واقعا سخته مثلا من میدونم که نباید با مامانم بد حرف بزنم ولی وقتی یه چیزی میگه و منو میچزونه دیگه نمیتونم خودم رو نگه دارم یا خیلی چیزهای دیگه ولی همیشه به قول یکی از مخاطبهات آدم اول موضع میگیره ولی بعد بهش فکر میکنه. من میدونم آدم بسیار رک و تندی هستم ولی توی دلم چیزی نیست ولی این که صفت خوبی نیست کسایی که منو خوب میشناسن مشکلی ندارن ولی تازه واردا فکر میکنن که من چقدر مزخرفم. ....
عزیزم بخوام حرف بزنم مثنوی هفتاد منه.
مراقب خودت باش.
رک بودن بد نیست عزیزم! فقط زبون تیز و تلخ داشتن بده!
اتفاقن به نظرم تو خیلی هم پاک و صافی!
پرررررفکتتتتتتتتتتتتتتتتتت
لایک به پست زیبای ممو جون
من هم کاملا موافقم .. خیلی بده که بعضی یک جوری هستند که ادم جرات نمیکنه نظر واقعیش رو بگه من که به شخصه خیلی خیلی سعی میکنم ادم انعطاف پذیر و با جنبه ای باشم تا حدی هم موفق بودم اما خوب بعضی موارد ادمیزادِ دیگه کم میاره!اما همیشه در مقابل انتقاد راست به وضوح کوتاه اومدم و تو اینجور مواقع سعی میکنم غرور کاذب نداشته باشم ! اما اگر اینکه ادم طوری رفتار کنه که نشه بگی بالای چشمت ابروئه و سریع به تیلیج قبا(؟!!)شون بر میخوره به نظر من دور از شخصیت والای انسانیه!
باید تمرین کنیم...
باهات موافقم البته من که فعلا نوشتن تعطیله تا ببینیم این خراب شده چطوریه
آره...گفتی عزیزم...معنی این کارا چیه هلی؟؟چرا راحتتون نمی زارن آخه؟؟
نمیایی داستانمو بخونی بخدا تمومش کردم.
پست خیلی خوبی بود
ولی من تصمیم گرفتم در مورد خصوصیاتم یه پست بذارم تو وبلاگم یه پست مبسوط
اتفاقا حرکت جالبیه من که یکی از سرگرمیام توجه به شخصیت و خصوصیات اخلاقی اطرافیانم و همینطور خودمه و همیشه این مسائل برام جالب بوده
راجع به انتقاد هم تا قبل از سی سالگی نه واقعا. ولی چند سالیه که دیگه از انتقاد استقبال می کنم سعی می کنم اشکالاتمو تعدیل کنم و خدا روشکر صبورتر از قبل شدم
خب اول یه انتقاد از خودم! اینکه وقتی خواننده ی یه وبلاگی میشم که کلی طرفدار داره اصولاً سعی نمیکنم ارتباط بر قرار کنم چون اکثرا یه ارتباط یه طرفه میشه و این منو زیاد راضی نمیکنه !
چون یهو یه موزیک وسط خوندن آهنگ های مورد علاقه خودت به صدا در میاد که شکه ات میکنه و هیچ رقمه نمیتونی از دستش راحت شی مگر با خاموش کردن اسپیکر.!! آزار دهنده است !
واسه همین اکثراً خواننده خاموشتم.
دوم یه انتقاد از تو ! نه ! انتقاد که نه ! یه نظر! فکر نمیکنی گداشتن آهنگ رو وبلاگ هرچند زیبا مخصوصاً اگر نشه یا بلد نباشم قطعش کنم کمی از حقوق منه خواننده رو ضایع میکنه !؟
اممم.... دیگه اینکه روشت رو دوست دارم ... روشی که وبلاگ مینویسی رو دوست دارم...سطحی نیست... نه به معنای کلیشه ای . بلکه معنای واقعی. من فکر میکنم از یه جا باید فرهنگسازی کرد تو دنیای مجازی که یه شروعش میتونه وبلاگ تو باشه. مسئولیت آسونی نیست ولی من حس میکنم آدمی با روحیه تو از پسش بر میاد.
اولا اون آهنگو که من تازه گذاشتم..برای اولین باره که روی این وبلاگ آهنگ می زارم...و من عاشق آهنگ یانی ام...و گوش خراش نیست که بخوای قعطش کنی...
دوما ممنون از لطفت!
سوما من همیشه اگر وقت کنم همه اد لیستمو می خونم!
سوما می شه از این به بعد خواننده روشن باشی؟؟
آهنگ آزار دهنده نیست ! زیباست. اینکه حق انتخاب نداشته باشی که دلت میخواد گوش کنی یا نه آزار دهنده است و من فقط نظرم رو گفتم. نهایتش اینه که ازتون به عنوان یه خواننده درخواست میکنم پلیر رو هم گوشه صفحه قرار بدید تا بشه قطعش کرد . یا اینکه آخرین راه اسپیکر رو خاموش کردنه!.
میخونی؟ آها پس تو خاموشی!
روشن؟ . باشه حتما
گفتم که! می خوام آرامشم حفظ بشه...
به به...من فکر کنم دوس داشته باشم......هوممممممم

من اصن عاشق خوردنم
من دیر رسیدم هه هه
آدمش خیلی مهمه
خوب من انتقاد پذیر نیستم
یعنی اگر کسی ازم انتقاد کنه ناراحت میشم
ولی میرم به حرفش فکر میکنم که چرا اینو گفته اگر درست گفته باشه سعی میکنم خودمو درست کنم
ولی بازم از دست اون یه نفر ناراحتم
البته اگر طرف با مهربونی انتقاد کنه ناراحت نمیشم
بله.کمی شایدم گاهی .
خب متاسفانه این ذائقه وبلاگستان ایرانه .
انتقاد کردن مثل راه رفتن روی میدان مین هستش
[گل]من همون آفتاب ایرانی ام البته این ادرس وب جدیدمه قبلا رمز داشت و عده بخصوصی می خوندن ولی الان دیگه همه میتونن نوشته هام رو بخونن قابل دونستی بیا.
این پستو خیلی دوست دارم ...یه جورایی منو به فکر فرو برد