نمی دونم این چه مرضیه که اون موقعهایی که باید حرف بزنم و رودربایستی رو کنار بزارم زبونم چوب می شه و قفل می کنه!نمی دونم چرا جایی که لازمه خواسته مو بگم و ازش نگذرم می شم عینهو یه مجسمه و یه کلمه حرف از اون زبونم بیرون نمی چکه!!
جاهای دیگه خوب بلبلی می کنم ها!!همچین حرف می زنم که طرف می گه ایول!! این ازون احقاق حقوق بکن هاست! واسه این و اون هم خوب نسخه می پیچم و هم خوب راه حل ارائه می دم...
روی ادامه مطلب کلیک کنید...اما امان از وقتی که یه حرفی یه چیزی تو دلم بجوشه و بیاد بالا و رو مخم رژه بره و بعد نتونم به زبون بیارمش و به طرف مربوطه بگم!!اونوقته که خودخوریا شروع می شه و نارضایتی می زنه بالا و آمپر خونم می چسبه به قفسه سینه م...
بعدشم تا یه پاتک نزنم و حرفمو نگم آروم نمی شم که...شاید ماهها بگذره و من نتونم به زبونش بیارم و هی رو مخم باشه و هر چند وقت یکبار به سلولای خاکستریم حمله ور بشه...
البته اگه حل بشه مشکلی نیست!اما وای ازون موقعی که حل نشه و هی مثل موریانه مغزمو بتراشه...
بعضی وقتا راه حلی واسش پیدا نمی کنم و مجبور می شم یا این حرفه رو بخورم یا فاشش کنم و دودمانیو به باد بدم!!!
اما کلن نظرم اینه که حرفو باید زد!! نباید خوردش!! و گرنه به خودت ضربه می زنه...
به خودم:ممو جان!!می شه یه دفعه تو زندگیت رو در بایستی رو کنار بزاری و حرف دلت رو بزنی؟؟می شه اینقدر عکس عملهای آدمای مختلف برات اهمیت نداشته باشه و تا اونجایی که می تونی حقتو بگیری؟؟می شه؟
پینوشت:آبانه جونم!نمی تونم برات نظر بزارم...
پینوشت ۲:گوشی کوشی؟؟
پینوشت ۳:دروغ خیلی چیز بدیه!! وقتی آدم می خواد دروغ بگه لااقل یه جوری برنامه ریزی کنه که ضایع نشه...!
من هیچ وقت نمی تونم حرف دلم رو بزنم و عذاب می کشم همیشه
اوخیش...
درود ...
تمرین بهترین کار است ... در آینه و در مقابل خود.
باید امتحان کنم...
منم همین جوریام. . .
بعدنش میشینم از دست خودم حرص میخورم. . .
منم...تو دیگه چرا نمی نویسی خانوم گلی!
ممو کی چی گفته که ناناحتت کرده دوسم؟ اصلا بدخواه مدخواه داری عکس بده جنازه تحویل بگیر... نبینم ناراحت باشیا
ولی به قول تو باید کم کم تمرین کنیم که ما هم مثل دیگرون حرفمون رو بزنیم به هرکی که ناراحتمون میکنه
ولی دوستم تو میگی این حرفو ولی خوب سخته آدم خیلی وقتها خیلی حرفا رو که باید بزنه، بزنه...یعنی ما رو اینجوری بار آوردن که ملاحظه کنیم و چیزی نگیم که کسی ناراحت بشه... منم مثل تو خیلی وقتها خون خونم و می خوره که حرف دلم و بزنم به اطرافیانی که ناراحتم می کنند ولی خوب تا این لحظه هنوز موفق نشدم
آره والا...انگاری از اول هی بهمون ملاحظه رو یاد دادن...هی گفتن زشته عیبه!!
منم خیلی دوس دارم بعضی وقتها جواب بعضیا رو بدم اما نمی دونم چرا اون لحظه مغزم باهام همکاری نمی کنه و البته هنگ میکنه تازه بعد از یه مدت یادم می افته که ای کاش جواب اون فلانی رو این مدلی داده بودم
دقیقن!
سلام ممو جون خوبی ؟
مدتی پیش از وبلاگ هلیا اینجا رو پیدا کردم و می خونم . دیگه فکر کردم بسه خاموش باشم واسه چاپ نوشته هم خیلی خیلی تبریک می گم
ممنون که روشنی عزیزم...
منم متاسفانه این جوریم ! خیلی وقت ها خیلی حرفا دارم که بزنم اما نمی زنم ! و بعد هی خودخوری می کنم و این اخلاق خیلی بده!
راستی فصل برگریزان عمر هر انسانیست...
دیگران قشنگ حرفشون رو میزن
باید یاد گرفت حرفمون رو قشنگ و منطقی بزنیم توی دلمون نگه نداریم
راستی من با بند ۳ خیلی موافق هستم ای ول
کسی که دست به حقت زد باید حقت رو حتماْ بگیری عشقم
آخ ممو جون حرف دل منو زدی ، منم خیلی گرفتار این مسئله میشم
دوست جون نویسنده ی من ، فکر کنم بلاگفا طبق معمول مشکل داره ولی الان که امتحان کردم مشکلی نبود
من اینجا هستم ممویی
نه تو ادره جا گذاشتم کپی ها رو به من نیومده دوست جونی
عیبی نداره!
من کلاً قبلنا زیاد از حقم دفاع نمیکردم ولی الان نه دیگه کاملاً یاد گرفتم که حقم رو بگیرم البته این شاید به دلیل کار کردن تو محیطی مثل اینجا باشه که بیشتر یا شاید بهرته بگم اکثر کارمنداش آقان و فکر میکنم خانوم و حقش بی ارزشه ولی با اومدن ماها فهمیدن نه بابا اینطور هم نیست
واییییییییییی!از دست این آقایون!!
خیلی بده آدم حرفشو نزنه تو دلش قلمبه می شه بعد مثل الان من درونش داغ می کنه وقتی نفس می کشه مثل اژدها از دماغش آتیش میاد بیرون دماغش می سوزه
وای چه خطرناک!!
درکت می کنم ، می فهم چی می گی !!
ممو جون یه بازی وبلاگی گذاشتم اگه دوس داشتی یه سر بهم بزن
منم تقریبا نمیتونم هیچ وقت حرف بزنم و همیشه رودربایستی دارم ....
دارم کم کم ارشیوتو میخونم از اینجا خیلی خوشم اومده با اجازه لینکت کردم رمزم هم برات میزارم دوست داشتی نظر بده مرسی
چشم عزیزم...می آم حتمن...
حالا وقتی من حرفی رو می زنم مثلا برد کردم.. بعد پشیمون می شم.. همش می گم کاش نمی گفتم.. کاش حرف نمی زدم... کاش ... کاش ... کاش...
الان طرف ناراحت شده.. بد برداشت کرده...
این دهن ما هم نمی دونه چی کار کنه از دست صاحبش...
آره والا!!!هیچوقت آدم از خودش راضی نیست...
آی گفتی آی گفتییییییییییییییییییییییییی
مرسی از فیلم های خوبی که معرفی می کنی... دیشب فیلم تاوان رو دانلود کردم و دیدم.. اینقدر ذوق کردم..
باریکلا!دیدی چقدر ناز بود و گریه دار؟؟جایزه بفتا رو برده!!
درود بسیار ...
فیلم قوی سیاه را چند بار دیده ام ... نقد خوبی بود و اطلاعات خوبی هم دادید . یکی از بهترین صحنه های فیلم ، جایی است که پورتمن می خواهد خبر انتخابش را به مادرش بدهد ... عالی است .
دقیقن...موافقم...
گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد
در آن گلشن گلی بر گلبن دیگر نمیخندد
ز عشرت زان گریزانم که از غم گریم ایامی
در این محفل به کام دل دمی گر بیغمی خندد
زیبا مینگاری ای زیبا نگار
ممویی اسکار بهترین بازیگر زن رو هم گرفت ناتالی!
می دونم عزیزم...
هر چی فکر میکنم میبینم خیلی دوسمت دارم.
خانم نویسنده کتابتم مبارک باشه حتما میخرمش
مرسی گلم...منم همینطور...