همیشه وقتی ذهنم درگیر یه چیزی می شه،می ترسم شب سرمو رو باالش بزارم.چون خواب زیاد می بینم...خوابام هچل هفت نیس!بعضی وختا خیلی نمادین و انرژی زاس!
حیفم می آد اینجا از خوابام ننویسم...حیفم می آد نگم مثلن 5 شنبه شب چی خواب دیدم!
....
...خودمو دیدم که اول یه جاده پهن وایستادم.همه جا تاریکه!جاده خالی نیست...اطرافش پر درخته و من خیلی راحت می تونم سایه گلای سرخو از پشت چادر سیاه شب تشخیص بدم و ببینم.ته جاده توی مه و غبار گم شده...من روشنم ،روشن روشن...وسطای راه به یه دوچرخه نورانی بر می خورم...سوارش می شم و رکاب می زنم...رکاب می زنم...
از فاصله دور کورسوی یه نوری چشممو می زنه...بیشتر رکاب می زنم ،عضلات پاهام درد می گیره و قفل می کنه...بعد من شناور می شم...انگار وسط دریام...اما هنوز اون نور سوسو می زنه و می تونم ببینمش...
اما هرچی شنا می کنم به نور نمی رسم...هرچی داد می زنم نمی تونم صدامو بشنوم...بعد انگار گوشم پر می شه از یه صدا...از یه صدای گرم و مردونه و مهربون...
رو لبم پر می شه،از یه واژه بلند و واژگون...
واژه ای به نام پدر.
عجب خوابای باحالی می بینی تو! قدر بابای گلت رو بدون عزیزم
فکر کنم اوللللللللللللللللللللللل!!!!
سلام عسیسم
عسیسم.. چه خوابی.....خواب پدر هم قشنگه....اصلا بابا ها همه جوره قشنگن...
ممممم...منم همینجوریم...از خوابام مینویسم...خوب میخوام بعدنا بخونم ببینم انگیزم چی بوده
باباااااااااااا
چرا اینجا عکس بوس نداره؟
عسیسم میای تبادل لینک؟!!
من شما رو لینک کردم...اگه دوست داشتی لینکم کنی اسممو بزار بی بی صحرا!
فدات
ممو این سیده درسته؟؟؟...
عزیزم مطمئن باش خدا بندهاشو تنها نمی ذاره...
اخی عزیزم
پدر .............
خیلی مقدسه
سلام خیلی خیلی قشنگ نوشتی
میفهمم خیلی درگیر هستی آخی ولی بهترین دوران رو داری میگذرونی با ذوق و شوق داری خرید جهیزیه ات رو میخری خدارو شکر
این پستت غم داشت؟
آره!! :(((((
خدا نکنه! :((((((
عزیزم درکت می کنم.. اما نگران نبااااششش...
خدا بزرگه.// چیزی نشده که... نگران نباش و انرژی منفی نفرست ...
سلام عزیزم. بله همیشه می خونمت . هر چند وقت یه بار می یام و تمام پستهای جدیدت رو با هم می خونم. تا چند وقت دیگه هم وب لاگ رو دوباره راه می اندازم. عکسه خیلی خیلی خیلی حس نوستالژی ادم رو قلقلک می ده !
چه خواب زیبایی. حالا واقعیه؟
آره!! :(((((
چه خواب عجیب و جالبی!!!
از این بیفستروگانف هم خیلی خوشم اومد. باید یه بار درست کنم. من چند با دل مرغ درست کردم عالی شده!
دوست دارم باهم آشنا بشیم. من بیست و نه سالمه و سه تا بچه دارم و تو وبم داستان می نویسم
خواهش می کنم عزیزم...
ایشاللا سایه باباییت ۱۲۰ سال بالای سرت باشه عزیزم
کجایی دوستم؟
اینجام!
سلام
واقعا این خوابو دیدی؟
عجیبه تو چه روح آرامی داری
دارم به خودم شک می کنم -
انگار تو زندگیت یه فیلم ترسناک هم ندیدی یا اگه دیدی اصلا روی ضمیر ناخودآگاهت اثر نذاشته
خوشکل بود
جدی؟؟چه خوب!!
چه خوابایی می بینی...
من ولی خوابای هچل هفت می بینم...
مثلا یه بار وسط درس خوندن خوابم گرفت٬ تخت گرفتم خوابیدم. یهو وسط خواب بابام اومد گفت: خاک تو سرت
پاشدم نشستم سر درسم!
این خواب نیست دیگه بهش میگن رویای صادقه .ولی معلومه خیلی به بابائینت وابسته ای ها
این حرفا چیه عزیزم!!
چرا؟؟هست!
اشکال نداره دوباره نظر میدم....چه خواب قشنگ و واقعا نمادینی میبینی... البته حس آدم تو خواب تاثیر داره ... یک خوابایی یک حسای خیلی قشنگی به آدم میده....
درسته!
♥♥ ♫ Love you asisam ♫ ♥♥
خدا همه پدرها رو حفظ کنه
ایشالا...!
به عنوان یه مشتری نوشته های قشنگتون از صمیم قلب آرزوی سلامتی برای پدر و تمامی اعضای خانواده اتان را دارم.
خیلی ممنونم... :))))
ممو جونم؟
نگران شدم اینو و پست بعدیتو خوندم
چیزی که نشده خانومی؟؟؟
بهم خبر بده پیلیز
نه عزیزم! نگران نباش! سید الان حالش خوبه! یه جراحی سخت داشته!
سلام وبلاگ قشنگی داری اگر می خوای از وبلاگت کسب درآمد واقعی داشته باشی توی لینک زیر ثبت نام کن http://www.oxinads.com/?i=31773
بینیم بابا!
ووی چقد شبیه پدرتی. خیلیییییییی.

انقده تو تشخیص هویت خوبم
حق میدم که نگرانی. اصلا این نگرانی یه جورایی تو خون ما زناست!
جدی؟؟درسته عزیزم!
وای من چه گیجم ممو بابائیت مرضه اره؟وای ایشالا زودتر خوب شه بیاد خونه دعا می کنیم
آره عزیزم...ممنونم...
خدا ان شاء ا... پدرتو سالم حفاظت کنه . غصه نخور (بوس)
خدا سایه اش رو بالای سرتون حفظ کنه ایشالله.
انشاالله هر چه زودتر برگرده پیشتون.. صدقه بده ممو جان...
راستی نت لاگ دیگه کجاست؟؟.. من اونجا چی کار می کنم؟؟؟
مرسی!!
توش عضوی انوخ می گی کجاس!!! وا!!!
مگه رمز منو نداری؟ چند بار بهت داده بودم.. همون قبلیه...
آخخخی بابات بیمارستانه؟ایشاللا زود زود میاد خونه
ایشالا...
عززیم پدرت برای چی بیمارستانه ؟ بهتر شدن ؟
امیدوارم زودی زودی مرخص شه و بیادپیشتون..
جراحی داشته!! ممنونم خانومی...
برمیگرده مطمئن باش
وای انشالله حال باباییت زودزود زود خوب بشه نذز ختم قران کنین انشالله خوب میشه
سلام انشالا پدرتون زودتر حالشون خوب خوب شه، راستی عطر برنج؟ شما شمالی هستید؟
نه!تهرانیم!
ممو... ایشالله زود زود برمی گردن خونه صحیح و سالم عزیزم... مواظب خودت باش
ملسی دوسم!!
سلام....بعد از مدت طولانی هم وقت شد مطالب دوستانو بخونم و هم وبلاگمو به روز کردم.....شاد باشین و سلامت...