زمان و مکان: چن سال پیش جولوی تلویزیون(ماهپاره)
در حال: دیدن یه فیلم آمریکایی نه چندان خفن!
تصور کنین که همه مون دس به سینه رو کاناپه پشت سر سید(بابام) نشستیم و با هیجان داریم فیلمه رو دنبال می کنیم،یه دفه دوربین می ره تو ساحل جزایر هاوایی که همه خانوما بی زحمت عورن!
سید یه نیگا به پشت سرش و ماها می ندازه و سریع کانالو عوض می کنه!
دونه:سید!چرا اینطوری شد؟؟
ممو:وا!! داشتیم نیگا می کردیم!چی شد؟؟چرا صفحه سیاه شد؟؟
کوچیکه با یه صدای ریز:سید فیلمو خراب نکن!
سید:من زدم اونور!این چیزای مزخرفو واسه چی می خواین ببینین؟؟این ساحل ماحل به درد شما مجردا نمی خوره!اصن پاشین برین!تموم!
نوش نوش:یعنی چی؟کجاش مزخرفه؟این چیزایی که این زنا دارنو ما م داریم خوب!یعنی مال مام مزخرفه؟؟
اول
.
ولی توجه نکرده که هم جنس می باشین و انایی رو که اونا دارن شما هم دارین بلکم بهترشو!!!
سید می خواسته چشمو گوشتون باز نشه
خیلی باحال گفتی! ایول داری هاااااااااااااا!
یعنی مزخرفه؟؟!!!!!
عمرنگ! تازه خوبم هس!
خدایی من موندم این چیزها دیدنش واسه اقایون شاید ایراد داشته باشه ولی واسه خانومها چرا باید بد باشه .درحالیکه طبیعیه و به قول نونوش همه دارن ولی همیشه برعکس رفتار میشه
دقیقن!!
ماکه خودمون داریم دیگه اب دهنمون که راه نمی افته!!
اخیییییییییییییی
خیلی باحال بود
الان دارم غش غش میخندم
جان!
ممویی قصه پرغصت رو خوندم و دلم همچنان خونه و آروم نمی گیره
مجبوریم که بهتر بشیم...مجبوریم...
:))))))
نمی تونم. خیلی دلم گرفته. چون اصلا انتظار یه سری حرفا رو ندارم
پست قبلیت تموم حس و حال منو گفته بود ...قشنگ نوشته بودی...ولی مطمئن باش یروز
همه بابا مثل همناااا
تموم خونهای ریخته شده به هدف و ارزوی خودش میرسه..اینروزا با دیدن این همه عکس اونم تو روز عاشورا که واسه هممون کلی خاطره های قشنگ داشت حالا اینجوری خون آلود بشه هممون تلخ کرده
چی بگم والا...
ولی نوش نوش عجب چیزی گفتااا
درس گفته بود...
چشم...
هاها خوب مچتون رو گرفته
اوهوم...
نوش نوش چه چیز جالب و به حقی گفته ها!! معلومه یه ریزه هم خجالتی مجالتی نیس این دختر
نه! فقط یه ریزه..یه ریزه خجالتیه! اونم به جاش!
دوستت داشتم . لینکت کردم (با اجــــــــــــــــــــازه)
خواهش می کنم عزیزم...
خاله منم دقیقا اینکارو میکرد. دختر خاله هام داد میزدن مامانننن ما یه ساعته نشستیم که برسه به اینجاش اون موقع تو میزنی اونور!!
سوتی نداده که! حرف حقو زده!
زودی بیا به من رمزو اشتباهی دادی. می گه صحیح نیس. زودی بیا من الان تعطیل می شم ها
اومدمممممممممممممممممم!تعطیل نشییییییییییییییی
نونوش ما(خواهرم الی) وقتی به اینجاش می رسه بلند داد می زنه می گه بابا یعنی هممون برگردیم بابارو تماشا کنیم و خودش و بابا لذتش رو ببرن. چقدر هم همه برمیگردن تازه همه می فهمن اصل قضیه رسیده نباید صحنه رو از دست بدن
ایوللللللللللللللللل!
با حال بید . همیشه چیزای جالبی برا تعریف کردن داری ممووووووووووو
چاکریم!
من هر کاری کردم نتوستم ظهر نظر بدم بهت:)
خیلی خندیدم عزیزممممممممممم
:))))))
از دست نوش نوش.کلی خندیدم.
راست میگه پس یعنی مال ما هم مزخرفه
چه می دونم والا!!!
اخییییییی عزیزم
خو راست میگه دیگه
باید یه حرمتی برا بابای خونه نگه داشت دیگه حق داره
چه می دونم!شاید!!
وووووووای نوش نوش هم مثل ممو باحال بیده
اوهههههههههههههههه! اون بدتر از منه!! جوکه!!
:))))))))
آره عزیزم!می گم بهت!!
اینو راس گفتی! دوس جون!
من لینک مونا را برای همه ادد لیست هام فرستادم . . .
ایشالله زود خوب بشه
به نظر من به سید باید می گفتید بی زحمت شما شاشید برید جمع زنانه است
دستت درد نکنه! ناشناسی؟؟
اجازه میدی لینکت کنم؟!!!
سید مهربونه...
خواهش می کنم...
مرسی گلم.!
چطوری دوست جون؟ بازم ممنون بابت دیشب. خیلی عالی بود. حالا چی خریدی؟
خواهش می کنم عزیزم!می آم بهت می گم!
ممو جان بابا چی شده؟؟؟
هیچی عزیزم!جراحی داره...نگرانم...
سلام عزیز دلم..
چقدرر ۳ تا پسته اخرت رو دوست داشتم..
مخصوصا اون پست قصه !
عزیزم.. بابای گلت چیزی شده خدایی نکرده ؟
حتما دعا میکنم براشون...
ممنونم...خانومی...
سید خجالت می کشیده خودش ببینه به شماها گفته واستون خوب نیست!
شما هم اذیتش نکنین دیگه
:)))))))
واااااااای نوش نوش زده به سیم آخرهاااااا
نٌچ!!