نمی دونم بعضی وختا یه حس عجیبی دارم! دوس دام تا هستم ، از خودم یه اثری ، یه چیزی به جا بزارم! نمی خوام وختی (ایشالا)
پیر شدم و از دنیا رفتم ، فراموش بشم و بعد چن سال دیگه ش ، حتی اسممو نبرن. همیشه سعی می کنم به فکر همه باشم. و اگه کمکی از دسم بر اومد برای کسایی که نیاز دارن ،انجام بدم.
اما بیشتر دوس دارم یه اثر هنری توپ از خودم به جا بزارم: مث یه کتاب شعر مشتی یا یه رمان عاطفی غیر قابل زمین گذار(اصطلاحو!!!)! که خواننده ش حداقل برام یه فاتحه بخونه و بگه: "ای ... حیف شد طفلونکی!"
نمی دونم شاید خودخواهی باشه اما دوس ندارم هیش وخ از یادها برم یا کسی پیدا نشه که سر قبرم گل بزاره! ( فک کنم توهم زدم باز! از الان دارم واسه اضرائیل و بهشت و جهنمم نشقه می کشم!!! ابو وختی این حرفا رو می شنفه می گه: نترس ممویی ! خودم می آم سر قبرت آهنگ "کراوات" رضایا رو می زارم و با برو بچز می آیم اونجا مرده ها رو می رقصونیم ) اینم از ابو خان ما !
هیش وخ حرفای منو جدی نمی گیره و یه چیزی وسطش می پرونه!
به حال اونایی که اسمشون تو تاریخ و ادبیات ثبت شده و بعد قرنها ازشون به نیکی یاد می شه ، همیشه غبطه می خورم.
پس نوشت:دیگه همین دیگه! دوس دارم آدم باشم! یه آدم از یاد نرفتنی !!!
اخی خب تو که شعر خوب میگی خانومی
آره جیگمل! اما چاپش خیلی دوندگی و دردسر داره هلی جونم!
تو هیچ وقت از یاد ما نمی ری ... عزیزکم...
بوسسسسسسسسسسسسسسسس!*
جیغ بزنم؟ نزنم؟ اول شدم؟ نشدم؟ ولش کن هر چه باداباد: جیـــــــــــــــــغ! اول شدم
سلام ممویی
خوفی؟
عزیزم تو که به این خوفی و خوشگلی هم مطلب مینویسی هم داستان هم شعر... اگه بدی منتشرش کنن حتما حتما همونی میشی که دوست داری:-*
از خودت مواظبت باش ممو جونم اینا:-*
مرسی عزیز دلم!ایشالا! آروز بر جوانان عیب نیس!
سلام ممویی خوبی؟والا من دیشب به اندازه 10 مین وبلاگت باز بود اما نوشته هات نیمومد
بلاخره باز شد..در مورد نوشته ی پایینی پدر من هم همین طوره..همین یه جیغ مامان کارسازه
جیغ میغ واسه سید ما کارساز نیس عزیز دلم!
مرسی دوستم
شما هم لینک شدی
خوشحال میشم جزو دوستات باشم
می بوسمت جیگمل!
ممو جان همیشه تو دل کسایی که دوست دارن زنده هستی . محبت هیچ وقت فراموش نمی شه .
مدسی عزیز دلم! راس می گی !
تو خمبشه او قلب منی عزیزم! خدا نکنه!
ابوووووووووووووووووووووووووو! *****:)))))))
سلام مموی جونم
خوبی؟؟؟؟
خوب همون شعره که برای ادارتون گفتی موندگارت میکنه دیگه
بعدشم چرا تا دوشنبه نمی آیی؟؟ سه شنبه هم که تعطیله یه دفعه میگفتی تا چهارشنبه نمی آیی
می آم با عسکتی جدید از نمایشگاه و غرفه مون عسل!
حتما نباید که هنرمند باشی و اثر هنریت مردم رو به یادت بیفتن...محبت کردن و خوش رو بودن خودش کلی تو خاطر آدما میمونه...نیاز به هنر نداره...البته محبت کردن و خوش رو بودن هم خودش هنره...
مرسی مهربونم! راس می گی!